ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٤٤٦ - ١٩ - رسول خدا به على(ع) هزار باب علم آموخت كه از هر بابش هزار باب دريافت شد
ابو بصير گويد امام ششم ٧ فرمود تاكنون تفسير دو حرف از آنها براى مردم بيرون نيامده است ابان بن تغلب گويد امام ششم فرمود بزودى در همين مسجد شما كه در مكه است سيصد و سيزده تن بيايند كه اهل مكه بدانند از نژاد آنها نيستند و پدران و نياكان آنها آنان را نزائيدهاند بدست آنها شمشيرهائى باشد كه بر هر شمشير كلمهاى نقش است كه از آن هزار كلمه باز شود و بادى بوزد و در هر وادى جار زند كه اين مهدى است ظاهر شده و مانند خاندان داود روى حقيقت قضاوت كند و گواهى نطلبد.
امام ششم ٧ فرمود رسول خدا بعلى ٧ هزار كلمه و هزار باب وصيت فرمود كه از هر كلمه و هر بابش هزار باب ديگر فهم ميشد و دريافت ميگرديد.
ذريح محاربى گويد امام ششم ٧ فرمود رسول خدا ٦ على ٧ را زير جامه خود كشيد و سپس باو هزار كلمه آموخت.
عبد اللَّه بن مغيره گويد از امام نهم ابى جعفر ثانى شنيدم ميفرمود كه رسول خدا ٦ بعلى ٧ هزار كلمه آموخت كه از هر كلمهاش هزار كلمه دريافت ميشد.
امام ششم از پدرش روايت كرده كه پيغمبر ٦ بعلى ٧ هزار كلمه آموخت كه از هر كلمهاش هزار كلمه دريافت ميشد و مردم ندانستند اين كلمات چه بوده كه باو فرموده.
امام پنجم ٧ فرمود على ٧ بر سر منبر بود كه مردى نزد او آمد و عرض كرد يا امير المؤمنين اجازه بفرمائيد سخنى را كه از عمار شنيدم و از پيغمبر روايت ميكرد بگويم حضرت فرمود از خدا بترسيد و از عمار روايت نكنيد مگر آنچه را گفته باشد سه بار اين جمله را تكرار كرد سپس فرمود بگو