ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٤٤٥ - ١٩ - رسول خدا به على(ع) هزار باب علم آموخت كه از هر بابش هزار باب دريافت شد
و باو گفتند چه با تو گفت؟ فرمود بابى را بمن گفت كه هزار باب از آن گشوده ميشد و از هر باب آن هزار باب ديگر دريافت ميشد. امام ششم ٧ فرمود پيغمبر ٦ بعلى هزار باب علم آموخت كه از هر بابش هزار باب گشوده ميشد.
امام ششم ٧ فرمود چون على ٧ فاطمه ٧ را بخاك سپرد ابو بكر و عمر نزد او آمدند و در ضمن حديث طولانى بآنها فرمود اينكه گفتيد چرا شما را در امر غسل پيغمبر ٦ حاضر نكردم براى آن بود كه بمن فرموده بود اگر جز تو عورت مرا ببيند كور مىشود از اين رو شما را خبر نكردم اما آن كه سر بگوش آن حضرت گذاشتم براى آن بود كه بمن هزار حرف آموخت كه هر حرفى هزار حرف ديگر را شرح ميكرد براى اين بود كه شما را در بر آن حضرت نگاه نكردم.
امام پنجم ٧ فرمود براستى رسول خدا ٦ بعلى ٧ هزار حرف و هزار حرف آموخت كه هر حرفش هزار حرف ميگشود.
ابو بصير گويد امام ششم ٧ فرمود در آويز شمشير رسول خدا ٦ يك كتابچه كوچكى بود من بامام ششم ٧ عرضكردم در آن كتابچه كوچك چه نوشته بود؟ فرمود حرفهائى كه از هر حرفش هزار حرف دريافت ميشد