ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٤٣٩ - ١٩ - رسول خدا به على(ع) هزار باب علم آموخت كه از هر بابش هزار باب دريافت شد
و بيست و چهار هزار كلمه سخن كرد موسى در اين سه شبانهروز نه چيزى خورد و نه چيزى نوشيد سپس چون نزد بنى اسرائيل برگشت سخنان آدميان را بد مىداشت از بس سخن خدا در گوشش شيرين آمده بود.
١٩- رسول خدا به على ٧ هزار باب علم آموخت كه از هر بابش هزار باب دريافت شد-
ام سلمه زوجه پيغمبر ٦ گويد كه رسول خدا ٦ در مرض موتش كه در آن وفات يافت فرمود دوست مرا نزد من بخوانيد عايشه نزد پدرش فرستاد و او را خواست چون نزد پيغمبر ٦ آمد روى مبارك خود را در پوشيد و فرمود دوست مرا براى من بخوانيد و ابو بكر برگشت و حفصه نزد پدر خود فرستاد و چون پدرش آمد پيغمبر ٦ روى خود را پوشيد و فرمود دوست مرا برايم بخوانيد عمر برگشت و اين بار حضرت فاطمه ٧ فرستاد و على ٧ را خواست چون على ٧ آمد رسول خدا ٦ برخاست و على ٧ خدمت آن حضرت آمد؛ پيغمبر ٦ على ٧ را زير جامه خود كشيد على ٧ فرمود كه هزار حديث بمن آموخت كه از هر حديثى هزار حديث دريافت مىشود تا من و او هر دو عرق كرديم عرق او بر من روان شد و عرق من بر او.