ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٤٣٦ - شرح
سنگ سفيدى نشسته و دستها بسوى آسمان بلند كرده و ميگويد بار الها چون سوگند خود را انجام دادى و مرا در آتش دوزخ بردى تو را بحق محمد و على و فاطمه و حسن و حسين ٧ ميخوانم كه مرا از آتش دوزخ رها كنى و با آنها محشور گردانى باو گفتم اى حارث اين نامها چيست كه خدا را بآنها ميخوانى؟ گفت من هفت هزار سال پيش از آنكه خدا آدم را بيافريند آنها را در ساق عرش ديدم و دانستم كه گرامى ترين خلقند نزد خداى عز و جل و اكنون خدا را بحق آنها ميخوانم، پيغمبر فرمود اگر همه روى زمين خدا را باين نامها سوگند دهند دعاى آنها را مستجاب ميكند.
١٣- كسانى كه روايت كردهاند خداى عز و جل دوازده هزار عالم دارد
امام ششم ع فرمود دوازده هزار عالم است كه هر يك از آنها از هفت آسمان و هفت زمين خداى بزرگتر است هيچ يك از آن عالمها نميدانند كه خداى عز و جل جز عالم آنها عالمى دارد و من حجت بر همه آنها هستم
١٤- صحابه رسول خدا ٦ دوازده هزار مرد بودند-
امام ششم ٧ فرمود اصحاب رسول خدا ٦ دوازده هزار مرد بودند هشت هزار از مدينه و دو هزار از مكه و دو هزار از آزادشدگان كفار كه اسلام آورده بودند، در ميان آنها نه جبرى مذهب بود نه از مرجئه بود نه از خوارج بود نه معتزله بود نه از اصحاب ابى حنيفه كه برأى و قياس عمل ميكنند و شب و روز گريه ميكردند و ميگفتند خدايا جان ما را بگير پيش از آنكه نان جوى هم بخوريم.
شرح
صحابه مسلمانانى هستند كه درك صحبت پيغمبر ٦ را نموده و از آن حضرت علم و حديث و آداب دين را بلا واسطه دريافت كردند و مقصود اينست كه اصحاب پيغمبر مسلمان پاك بودند و اين