ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣٦٧ - ٢٢ - امير المؤمنين(ع) هفتاد منقبت دارد كه هيچ كدام از امت با وى در آن شريك نيستند
از من دو تن از اصحاب خود را (عمر و ابى بكر) فرستاده بود و شكست خورده و كثيف برگشته بودند ٦٠- عمرو بن عبد ودّ كه برابر هزار مرد بود من كشتم رسول خدا ٦ در باره كشتن او فرمود يك ضربت على در روز خندق بهتر از عمل تمام جن و انس است، فرمود همه اسلام با همه كفر در نبرد شد.
٦١- از رسول خدا ٦ شنيدم كه ميفرمود اى على مثل تو در ميان امتم چون سوره قُلْ هُوَ اللَّهُ است هر كه از دل تو را دوست داشته باشد مثل اينست كه ثلث قرآن را خوانده و هر كس بدل دوست دارد و با زبان ترا يارى كند مثل اينست كه دو ثلث قرآن را خوانده و هر كس بدل تو را دوست دارد با زبان و با دست بتو كمك دهد چنانست كه همه قرآن را خوانده باشد.
٦٢- من در همه جنگها و حوادث با رسول خدا ٦ بودم و پرچم آن حضرت بدست من بود.
٦٣- من هرگز از جنگ نگريختم و كسى با من نبرد نكرد جز آنكه زمين را از خونش سيراب كردم.
٦٤- يك مرغ بريانى از بهشت براى رسول خدا ٦ آوردند از خدا خواست كه محبوبترين خلقش را بر او در آورد خداوند بمن توفيق داد كه بر او در آمدم و از آن مرغ با آن حضرت خوردم.
٦٥- من در مسجد نماز ميخواندم كه گدائى آمد و چيزى خواست انگشترى كه در انگشت داشتم باو دادم خداى تبارك و تعالى اين آيه را فرستاد (در سوره مائده آيه ٥٥) همانا ولى شما خدا و رسولش ٦ است و كسانى كه ايمان آوردند و نماز ميخوانند و در حال ركوع تصدق ميدهند.
٦٦- خداى تبارك و تعالى دو بار آفتاب را براى من برگردانيد و براى احدى از امت محمد ٦ بر نگردانيد.
٦٧- رسول خدا ٦ فرمود مرا در زندگى و پس از وفاتش امير مؤمنان بخوانند و اين لقب را بهيچ كس ديگر نداد.