ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣٥٧ - ٢٢ - امير المؤمنين(ع) هفتاد منقبت دارد كه هيچ كدام از امت با وى در آن شريك نيستند
برسول خدا ٦ دادم سپس پيره زنى آمد و از تشنگى ناليد يك جرعه هم باو دادم رسول خدا ٦ فرمود من از خدا درخواست كردم كه برايم دست ترا بركت دهد و اجابت فرمود.
١٥- رسول خدا ٦ مرا وصى خود كرد و فرمود اى على غير از تو كسى مرا غسل ندهد و بخاك نسپارد زيرا اگر كسى جز تو عورت مرا ببيند ديدههايش از كاسه بيرون مىآيند عرض كردم من چگونه تنها ميتوانم شما را از دستى بدستى بگردانم فرمود از غيب بتو كمك مىشود بخدا نخواستم عضوى از اعضاء او را بگردانم جز آنكه براى من گرديد.
١٦- من خواستم آن حضرت را براى غسل برهنه كنم ندائى رسيد كه اى وصى محمد ٦ او را برهنه مكن منهم از زير پيراهن او را غسل دادم و به خدائى كه او را بلند و گرامى داشت و برسالت برگزيد عورت او را نديدم كه خداوند از ميان اصحاب آن حضرت مرا باين شرافت مخصوص گردانيد.
١٧- با اينكه ابو بكر و عمر از فاطمه ٧ خواستگارى كرده بودند خدا از بالاى هفت آسمان او را بمن تزويج كرد و رسول خدا ٦ فرمود اى على اين نعمت بر تو گوارا باد كه خداوند فاطمه سيده زنان اهل بهشت و پاره تن مرا بتو تزويج كرد عرض كردم يا رسول اللَّه مگر من از تو نيستم؟
فرمود اى على چرا تو از منى و من از تو چون دستى نسبت بدست ديگر در دنيا و آخرت از تو مستغنى نيستم.
١٨- رسول خدا ٦ فرمود اى على تو در آخرت پرچم حمد را بدست دارى و در قيامت بمن