ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣٥٦ - ٢٢ - امير المؤمنين(ع) هفتاد منقبت دارد كه هيچ كدام از امت با وى در آن شريك نيستند
٧- رسول خدا ٦ چون بغار ثور رفت مرا در جاى خود خوابانيد و با پتوى خود پوشانيد چون مشركان بخانه او آمدند گمان بردند من محمدم مرا از خواب بيدار كردند و گفتند رفيقت چه شد؟
گفتم دنبال كارى رفت، گفتند اگر گريخته بود اين على هم با او گريخته بود.
٨- رسول خدا ٦ هزار در دانش بر من گشود كه از هر يك هزار باب گشوده ميشد و يكى از آنها را بديگرى ياد نداد.
٩- رسول خدا ٦ گفت اى على چون خداوند اولين و آخرين را محشور كند براى من منبرى برتر از منبر پيغمبران گذارد و براى تو منبرى برتر از منبر اوصياى ديگر و تو بر آن بالا ميروى ١٠- من از رسول خدا شنيدم مىفرمود اى على چيزى در قيامت بمن ندادهاند جز آنكه مانند آن را براى تو درخواست كردم.
١١- از رسول خدا ٦ شنيدم ميفرمود اى على تو برادر منى و من برادر توام دست تو در دست من است تا ببهشت روى.
١٢- من از رسول خدا ٦ شنيدم ميفرمود اى على تو در امت من همانند كشتى نوحى كه هر كس بر آن سوار شد نجات يافت و هر كس تخلف ورزيد غرق شد.
١٣- رسول خدا ٦ عمامه مبارك خود را با دست مبارك خود بر سر من بست و دعاى پيروزى بر دشمنان خدا را بر من خواند تا بيارى خدا آنها را شكست دادم.
١٤- رسول خدا ٦ بمن فرمود كه بر پستان خشكيده گوسفندى دست بكشم عرض كردم شما دست بكشيد فرمود اى على كردار تو كردار منست من بر آن دست كشيدم و بمن شير داد يك جرعه