ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣٥٢ - ١٩ - پنجاه حقى كه امام چهارم(ع) بيكى از اصحاب خود نوشته
دعوى كرده اينست كه اگر ميدانى دعوايش حق است خودت گواه خود شوى و باو ستم نكنى و حقش را بدهى و اگر آنچه گويد باطل و خلاف است با او مدارا كن و در پاسخش سختى ننمائى و خدا را بخشم نياورى توانائى جز بخدا نيست و حق كسى كه بر او دعوى دارى اينست كه اگر در دعواى خود بر حقى با او نرم گفتگو كنى و اگر ناحق ميگوئى از خدا بترس و توبه كن و دعوى را ترك كنى! حق كسى كه در كار خود با تو مشورت ميكند اينست كه اگر رأى درستى دارى باو بدهى و اگر نه او را رهبرى كنى بكسى كه ميداند، حق كسى كه با او شور ميكنى اينست كه اگر بر خلاف نظر تو رأى داد باو بدبين نباشى و اگر موافق باشيد خدا را حمد كنى، حق كسى كه از تو نصيحت ميجويد اين است كه حق نصيحت را نسبت بوى ادا كنى و در باره او دلسوزى و نرمى كنى حق ناصح تو اينست كه نسبت بوى تواضع كنى و بسخنش گوش بدهى اگر خوب گويد و اگر درست نگويد باو رحمت فرستى و باو بد بين نباشى و اگر بدانى كه خطا ميرود از او مؤاخذه نكنى مگر اينكه در معرض تهمت و بد بينى باشد كه بايد بكار او اعتنائى نكنى و توانائى نيست جز بخدا.
حق بزرگتر اينست كه او را احترام گذارى براى خاطر سنش و تجليل كنى براى اينكه پيشقدم است و با وى ستيزه نجوئى و پيش از او براهى نروى و در راه رفتن جلوى او نيفتى و باو كودكانه رفتار نكنى و اگر با تو سبكى كرد تحمل كنى و براى اسلام و حرمت پيرى او را محترم شمارى