ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣٢٤ - شرح
على بن مغيره گويد شنيدم امام ششم ٧ ميفرمود چون مرد چهل ساله شود خداى عز و جل او را از سه درد ايمن كند ديوانگى و خوره و پيسى و چون بپنجاه رسد حسابش را سبك كند و چون بشصت رسد توبه را روزى او كند و چون بهفتاد رسد اهل آسمان او را دوست گيرند و چون بهشتاد رسد خدا فرمان دهد حسناتش را ثبت كنند و گناهانش را وانهند و چون بنود رسد گناه گذشته و آينده او را بيامرزد و در شمار اسيران خدا در زمين نوشته شود. و در حديث ديگر است كه چون بصد رسيد بسن پست ترين رسيده و در روايت آمده كه در پست ترين سن عقلش عقل كودك هفت ساله است، امام ششم ٧ فرمود روز قيامت پيرمردى را بپاى حساب آرند و نامه عملش را بدستش دهند از سمت بيرونش كه بسوى مردم است همه بد كارى و گناه است بر او سخت و طولانى گذرد عرض كند پروردگارا ميفرمائيد بدوزخ روم. خدا جل جلاله فرمايد: اى پيرمرد من حيا مىكنم كه با اينكه تو در دار دنيا نماز خواندى عذابت كنم، بنده مرا ببهشت بريد، رسول خدا ٦ فرمود كسى نيست كه چهل سال عمر كند مگر آنكه خدا سه نوع درد را از او بگرداند ديوانگى و خوره و پيسى و چون بپنجاه رسد حسابش را آسان كند و چون بشصت رسد توبهاش روزى كند چنانچه بخواهد و بپسندد و چون بهفتاد رسد خدا حسناتش را قبول كند و از گناهانش درگذرد و چون بنود رسد خدا گناهان گذشته و آيندهاش را بيامرزد و او را اسير خدا در زمين نامد و شفاعتش را در خاندانش بپذيرد، حديث ديگر هم قريب بهمين مضمون از رسول خدا ٦ روايت شده است.