ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣٠٩ - شرح
البته معلوم است منظور اين اخبار و منظور شيخ صدوق كه آنها را مورد اعتماد قرار داده است و مضمون آنها را عقيده شيعه دانسته و مخالفت آن را نسبت بضعفاء شيعه داده و حمل بر تقيه كرده اين نيست كه ماه رمضان را از نظر وضع نجومى و صرف شماره ايام بيان كنند.
چنانچه منجمين و ارباب علم هيئت بيان ميكنند بلكه مقصود بيان موضوع حكم شرعى است يا بيان اثرى است كه در شرع بر آن ترتيب داده شده است از اين جهت بايد گفت منظور اين اخبار بيان حال يوم الشك است يعنى هر گاه بواسطه ابر و تيرگى هوا روز آخر ماه رمضان بروز اول ماه شوال مشتبه شد بايد آن را از ماه رمضان دانست و روزه گرفت و اين تعريض و رد بر دستگاه حكومت و قضاوت خلفاء جور بوده كه در اثر گواهان بىمبالات و مزدور بيشتر ايام مشتبه را عيد فطر قرار مىدادند و افطار مىكردند.
چنانچه از روايت كافى در اين موضوع مطلب روشن است امام ششم ٧ ميفرمايد يك روز در رحبه نزد ابو العباس سفاح خليفه بودم و سفره انداختند و بمن تعارف كرد من كه ميدانستم روز آخر ماه رمضان است و مقصود او بهانهجوئى و دست آويز براى كشتن من است از روى تقيه افطار كردم زيرا افطار يك روز از ماه رمضان و قضاى آن بهتر بود از اين كه مرا مخالف عمومى دينى قلمداد كند و گردن مرا بزند و توجيهات ديگرى هم براى اين اخبار شده است كه سيد نعمت اللَّه جزايرى در جلد ٢ زهر الربيع نقل كرده ما از روى ترجمه عين عبارت را نقل مىكنيم فائده حديث ماه رمضان كه ناقص نمىشود هرگز ظاهر آن موافق است قول جماعتى از غلاة و اهل سنة را و از اين جهت حمل كردهاند آن را بتقيه و تأويلات بسيارى براى آن گفتهاند (اين كلام با گفته شيخ صدوق مخالف است كه اين اخبار را موافق عقيده شيعه و مخالف تقيه دانسته و ظاهر هم همين است.
از آن جمله آنچه شيخ و جماعتى گفتهاند كه نفى بر ميگردد بقيد يعنى نقصان آن دائمى نيست (اين توجيه مخالف نص روايات است خصوص با توضيحى كه شيخ صدوق داده است) و از آن جمله حمل حديث است بر غالب يعنى غالب تمام بودنست و از آن جمله حمل در حال اشتباه و بودن مانع از ديدن ماه در آخر ماه پس بدرستى كه واجب است حمل بر تمام بودن ماه و همچنين اشتباه در اول ماه بمعناى ارجحيت روزه يوم الشك و از آن جمله آنكه نميباشد ناقص در نفس الامر و هر چند در رؤيت ناقص بوده باشد بس بتحقيق كه ميباشد آخر ماه شعبان اول ماه رمضان با امكان همچنان كه هر گاه آخر شعبان مشتبه بشود و حكم بشود بتمام بودن شعبان.
پس بدرستى كه آخر آن در نفس الامر اول ماه رمضان است و هر چند كه قضاى آن واجب نيست و شايد كه اين مراد ابن بابويه بوده باشد چنان كه گفتهاند (اين توجيه بسيار پيچيده و مبهم و مورد تامل است) و از آن جمله آنكه ثواب و فضل آن كم نمىشود و هر چند بحسب رؤيت كم باشد و از آن جمله آنكه جائز نيست اطلاق نقصان بر آن زيرا كه نقص صفت ذم است همچنان كه وارد شده است نهى از اطلاق مخلوق بر قرآن از براى ابهام آنكه مراد از مخلوق مكذوب است و از آن جمله آنكه مراد اينست كه صوم ماه ناقص مجزى است از روزه ماه تمام پس قضاى يك روز واجب نيست و از آن جمله آنكه مراد از هرگز زمان طويل است كه زمان طويل يكى از معانى هرگز است- پايان كلام زهر الربيع.