ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٨٩ - ٣ - نوزده مسألهاى كه در موضوع طب امام ششم(ع) در مجلس منصور از طبيب هندى پرسيد و ندانست و خود آن حضرت پاسخ آنها را بيان فرمود
چرا در پيشانى خطوط و چين است؟ گفت نميدانم! فرمود چرا ابرو بالاى چشم است؟ گفت نميدانم، فرمود چرا دو چشم چون بادام است؟ گفت نميدانم.
فرمود چرا بينى ميان آنهاست؟ گفت نميدانم! فرمود چرا سوراخ بينى در زير آنست؟ گفت نميدانم، فرمود چرا لب و سبيل بالاى دهن است؟ گفت نميدانم! فرمود چرا مردها ريش دارند؟
گفت نميدانم. فرمود چرا دندان پيشين تيزتر است و دندان آسيا پهن است و دندان نيش بلند است؟
گفت نميدانم.
فرمود چرا كف دستها مو ندارد؟ گفت: نميدانم! فرمود چرا ناخن و مو جان ندارند؟ گفت نميدانم فرمود چرا دل دانه صنوبر است؟ گفت نميدانم! فرمود چرا شش دو قطعه است و در جاى خود حركت ميكند؟ گفت نميدانم، فرمود چرا سپرز خميده است؟ گفت نميدانم، فرمود چرا كليه مانند دانه لوبيا است؟ گفت نميدانم، فرمود چرا دو زانو بسمت پشت خم و تا ميشوند؟ گفت: نميدانم، فرمود چرا قدمهاى پا پهلو تهى هستند؟ گفت نميدانم.
امام صادق ٧ فرمود ولى من همه اينها را ميدانم، گفت جواب بفرمائيد، فرمود جمجمه چون ميان تهى است آفريده شده از چند قطعه استخوانست كه اگر قطعه قطعه نبود ويران ميگشت و بواسطه اينكه چند قطعه است ديرتر شكسته مىشود و مو بر فراز آنست براى اينكه از ريشه آن روغن بمغز برسد و از سر موها كه سوراخند بخارات بيرون برود و سرما و گرمائى كه بمغز وارد مىشود دفع كنند.
پيشانى مو ندارد براى آنكه روشنى بچشم برساند خطها و چينهاى آن براى آنست كه عرق و رطوبتى كه از سر فرو ميريزد نگهدارد و چشم از آن محفوظ بماند باندازهاى كه انسان آن را پاك كند چون رودخانهها كه روى زمين آبها را نگهدارى ميكنند.