ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٨٨ - ٣ - نوزده مسألهاى كه در موضوع طب امام ششم(ع) در مجلس منصور از طبيب هندى پرسيد و ندانست و خود آن حضرت پاسخ آنها را بيان فرمود
دوانيقى گويد يك روز جعفر بن محمد الصادق ٧ بمجلس منصور آمد و مردى هندى كه كتابهاى طب ميخواند نزد منصور بود، جعفر بن محمد الصادق ٧ هم گوش داد چون هندى قرائت خود را بپايان رسانيد بآن حضرت گفت اى ابا عبد اللَّه از آنچه با من است چيزى ميخواهى، فرمود: نه زيرا آنچه با من است بهتر است از آنچه تو دارى. عرض كرد شما در طب چه در دست داريد؟
فرمود حرارت را با خنكى و خنكى را با گرمى و رطوبت را با خشكى و خشكى را با رطوبت درمان ميكنم و كار شفا را بخداى عز و جل واميگذارم و براى بهداشت دستور رسول خدا را بكار ميبرم كه فرمود معده خانه درد است و پرهيز درمان هر درد است و تن را بآنچه عادت كرده بايد عادت داد هندى عرض كرد طب جز اين نيست، حضرت فرمود عقيده دارى كه اين دستورات را از كتابهاى طب دريافتم؟ عرضكرد آرى، فرمود نه بخدا اينها را دريافت نكردم مگر از خداى منزه از هر عيب، بگو بدانم من داناترم يا تو؟ هندى گفت بلكه من امام صادق ٧ فرمود پس از تو پرسش كنم؟ گفت بپرس. فرمود اى هندى بگو بدانم چرا در جمجمه سر چند قطعه استخوان قرار دارد؟ گفت نميدانم! فرمود چرا موى سر بالاى آنست؟ گفت نميدانم، فرمود چرا پيشانى مو ندارد؟ گفت نميدانم! فرمود: