ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢١٤ - شرح
يك درجه دارد بكسى كه دو درجه دارد بگويد تو ايمان ندارى همين طور تا درجه دهم و كسيرا كه از خودت پائينتر است از ايمان ساقط مدان تا آنكه از تو بالاتر است تو را ساقط كند چون پستتر از خودت را ديدى او را بنرمى و رفق بالا بر تا بخودت برسانى و آنچه را تاب نمىآورد بر او تحميل مكن تا او را شكسته بال كنى كسى كه مؤمنى را شكسته كند و براند بر او لازمست كه او را بست و بند كند و مثل اول اصلاح نمايد، مقداد در درجه هشتم بود و ابو ذر در درجه نهم و سلمان در درجه دهم از ايمان ارتقاء يافته بود رضى اللَّه عنهم.
عبد العزيز قراطيسى گويد خدمت امام ششم رسيدم و مطالبى از امر شيعه و عقيدهها و گفتگوهاى آنها بعرض آن حضرت رسانيدم فرمود اى عبد العزيز ايمان ده درجه دارد چون نردبان كه ده پله دارد و پله پله از آن بالا ميروى نبايد كسى كه يك درجه دارد بكسى كه دو درجه دارد بگويد تو ايمان ندارى و نبايد كسى كه دو درجه دارد بصاحب سه درجه بگويد تو ايمان ندارى تا برسد بدهم سلمان در درجه دهم بود و ابو ذر در درجه نهم و مقداد در درجه هشتم از ايمان رضى اللَّه عنهم.
اى عبد العزيز كسى كه در درجه پائينتر از تو است از ايمانش ساقط مدان تا كسى كه در درجه بالاتر از تو است تو را ساقط كند و چون ديدى كسى پائينتر از تو است و بتوانى او را تا درجه خود بالا ببرى ببر ولى بنرمى و مدارا و چيزى را كه تاب نياورد بر او تحميل مكن تا او را شكسته بال كنى زيرا كسى كه مؤمنى را شكسته بال كند بگردن او است كه جبرانش نمايد زيرا اگر تو بخواهى بكره شتر بار شتر نه ساله را بنهى او را ميشكنى و از ميان ميبرى.
شرح-
چنانچه صاحب درجه بالا صاحب درجه پائين را مقصر و بىايمان ميداند صاحب درجه پائينتر هم بآن كه كاملتر است همين نظر را دارد زيرا كه او مطالبى ميفهمد و ميگويد و كارهائى