ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٧١ - شرح
بعبارت ديگر مفاد تحت اللفظى مراد استعمالى است نه مراد جدى و آن معناى لازم مراد جدى است و ميزان صدق و كذب و صحت و فساد كلام همان مراد جدى است نه مراد استعمالى بلكه در باب كنايه ميتوان گفت كه مفاد تحت اللفظى مراد استعمالى هم نيست و اصلا مراد متكلم همان معناى مجازى است چنانچه علماى بيان ميگويند مجاز و كنايه هر دو استعمال لفظ است در غير معناى خود و فرق آنها اينست كه در مجاز قرينه منافيه با معناى حقيقى لازمست ولى در كنايه قرينه منافيه نيست و اراده معناى حقيقى هم صحيح است و مقصود از صحت اراده معناى حقيقى اينست كه ممكن است معناى حقيقى هم موجود باشد و ممكن است نباشد چنانچه اگر گفتيم زيد كثير الرماد است بقصد آنكه جواد است مقصود بيان جود زيد است نه هر دو معنا چنان كه ممكن است كثرت رماد هم در خارج براى او محقق باشد و ممكن است اصلا همه حوائج خود را با دستگاه برق انجام دهد و هيچ خاكستر هم در دستگاه او نباشد.
و يا اينست كه ممكن است معناى حقيقى هم از اين جمله قصد شود بدون كم و زيادى در جمله در موقعى كه قرينه كنايه بودن اسقاط گردد بخلاف مجاز كه از نظر ملازمه با قرينه ضد حقيقى بر معناى حقيقى قابل تطبيق نيست بهر حال در صورتى كه ما اين جمله را كنايه از عظمت نمايش جلال حق در قيامت دانستيم لازم نيست عرشى و حاملى در ميان باشد چنانچه اگر طويل النجاد را بمنظور توصيف شخصى بشجاعت استعمال كرديم لازم نيست شمشير يا بند شمشير داشته باشد و يا حمايل كرده باشد بلكه صدق و صحت و بلاغت كلام وابسته همان وجود صفت شجاعت است ولى علماى اسلامى اين كلام را بهمين سادگى و صفا تفسير نكردهاند بلكه براى عرش و براى حامل عرش حقيقتى پنداشتهاند و چون معناى تحت اللفظى كلام مستلزم جسمانيت پروردگار است و آن امريست محال دنبال تاويل رفتهاند و بدو دسته عمده تقسيم شدهاند.
١- متكلمين و اخباريين و فقها، يعنى آن دسته از دانشمندان اسلامى كه تا ممكن است پا بند ظواهر و قشر تعبيرات كتاب و سنت هستند اينها عرش الهى را يك موجود آسمانى منش و جسم بسيار بزرگى ميدانند كه محيط بر همه موجودات جسمانى و داراى پايههاى بسيار و طاق و رواق و اركان بيشمار است و راجع بعظمت عرض و تفصيل اركان وعده ستونها و بزرگى آن اخبار بسيارى ميان اين دسته نقل شده بنا بر اين حمله عرش هم يك موجودات جسمانى و البته بسيار بزرگ و نيرومندند كه چهار يا هشت از آنان ميتوانند عرش باين بزرگى را حمل كنند و اين تعبيرى كه در اين روايت اخير از جمله عرش شده با اين دسته مناسبت است و بسيار شبيه بقول ارباب انواع جسمانى است كه مبدأ آن عقائد فلكى و وثنى مآب كلده و آشور است و مجسمههائى كه براى نمايش ارباب انواع تعبيه كردهاند بصورت