ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٧٠ - شرح
- ٢- هشت كسند كه نمازشان قبول نميشود.
رسول خدا فرمود نماز هشت كس قبول نشود بندهاى كه گريخته تا نزد آقاى خود برگردد، زنى كه ناشزه است و شوهر بر او خشمناك است.
كسى كه زكاة خود را ندهد، كسى كه وضوء نسازد، دختر نابالغى كه بىسرپوش نماز بخواند، پيش- نمازى كه خود را بر مأمومينش تحميل كرده باشد، شخص زبين، عرض شد يا رسول اللَّه زبين چه كسى است؟
فرمود كسى كه بول يا غائط بر او تنگ گرفته باشد و مست اينان هشت كسند كه نمازشان قبول نيست.
٣- حاملين عرض هشتند:
حفص بن غياث نخعى گويد از امام ششم شنيدم ميفرمود حاملين عرش هشتند و هر كدام هشت چشم دارند كه هر چشمى برابر دنياست. امام ششم فرمود حاملين عرش چهار شكلند يكى مانند آدميان است و از خدا براى فرزندان آدم روزى ميخواهد و دومى مانند خروس است و از خدا براى پرندگان روزى درخواست ميكند و سوم مانند شير است و از خدا براى درندگان روزى درخواست ميكند و چهارم مانند گاو است و از خدا براى چهار پايان روزى درخواست ميكند، از آنگاه كه فرزندان اسرائيل گوساله پرستيدند گاو حامل عرش سر خود را بزير انداخته (خجلت زده است) چون روز قيامت شود حاملين عرش هشت ميشوند.
شرح-
اصل حمله عرش در قرآن سوره الحاقه آيه ١٧ است كه ميفرمايد وَ يَحْمِلُ عَرْشَ رَبِّكَ فَوْقَهُمْ يَوْمَئِذٍ ثَمانِيَةٌ، در روزى چنين (روز قيامت) عرش پروردگارت را هشت تا بالاى خود ميكشند، مفاد اين عبارت اين است كه تخت خداوند را روز قيامت هشت كس بدوش ميكشند اگر مانند بزرگان هند بر تخته روانى سوار باشد كه بر دوشها كشيده مىشود يا هشت كس از جايى بجائى ميبرند براى نقل مكان و اين كنايه از بزرگى تخت پروردگار است كه مثلا تخت را معمولا يك كس يا دو كس ميكشند و تخت خدا چنان بزرگ است كه هشت كس آن را ميكشند ولى باتفاق دانشمندان اسلام سواى فرقه مجسمه كه جمعى اندك و شايد منقرضند اين معنا مراد نيست و اينجا يكى از موارد كنايات قرآن است و اقرب توجيهاتش اينست كه بگوئيم اين جمله كنايه از عظمت و نمايش جلال خدا است در روز قيامت بنا بر اين مفاد كلام اين است پروردگار تو در روز قيامت نمايش عظمت و جلال بسيار مهمى دارد، در اين صورت لازم نيست عرشى و تختى و حاملى در ميان باشد زيرا در كنايه ميزان صحت و بلاغت كلام تحقق همان لازميست كه مقصود متكلم است و مفاد تحت اللفظى براى فهمانيدن آن است و