ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٦٧ - ٦٧ - رسول خدا را هفت فرزند شد
روح راستى در استغفار است، درستى نفس راستى در عذر خواهى است، درستى عقل براستى عبرت گرفتن است، درستى معرفت براستى سرفراز بودن است، درستى سر سرشار بودن بعالم اسرار است، درستى دل يقين راست و شناختن پروردگار است، ذكر زبان حمد و ثنا است ذكر نفس كوشش و رنج است، ذكر روح بيم و اميد است، ذكر دل راستى و سادگى است؛ ذكر عقل تعظيم و حيا است، ذكر معرفت تسليم و رضا است، ذكر سر مقام شهود حق جل و علا است شرح. اين روايت از نظر سند عامى و مرسل و موقوف است و از نظر متن مورد اعتراضاتى است.
١- سوق مطلب و عبارت با مضامين اخبار ائمه معصومين مخالفت دارد و اشبه بمطالب و عبارات عرفاء و متصوفه است.
٢- معرفت و سر را از اعضاء شمرده و براى هر يك ذكرى و استقامتى بيان كرده و با اينكه معرفت و سر از صفات و افعال انسان است نه از اعضاء انسان مگر آنكه مقصود از معرفت يك مرتبهاى از روح انسانى باشد پس از وجدان حق بنا بر اتحاد عاقل و معقول و مراد از سر مرتبهاى از نفس ناطقه باشد پس از ادراك رتبه شهود حق و اين معنى با استقامتى هم كه براى هر يك از اين دو ذكر شده مناسب است زيرا كه ميفرمايد استقامت معرفت براستى سرافراز شدن است.
و اين سرافرازى مناسب با اين مقام از روح كه داراى وجدان حق شده و مقام بندگى خود را دانسته و بدان سرافراز است از اين رو در نعت پيغمبر خاتم كه مصداق انسان كامل و داراى مقام استقامت است بحكم وَ اسْتَقِمْ كَما أُمِرْتَ عبده بر رسوله مقدم است و استقامت سر را بمقام شهود دانسته و با ذكرى هم كه براى هر يك از اين دو مقام بيان كرده مناسبت است زيرا كه ذكر معرفت را رضا و تسليم دانسته و آن مناسب با روح عارف است و ذكر سر را رؤيت ملاقات دانسته و اين مناسب با مقام شهود است.
٦٧- رسول خدا را هفت فرزند شد-
امام ششم فرمود براى رسول خدا از خديجه شش فرزند شد دو پسر بنام قاسم و طاهر كه نامش عبد اللَّه بود و چهار دختر، ام كلثوم، رقيه، زينب، فاطمه، على بن ابى طالب فاطمه را بزنى گرفت و ابو العاص بن ربيع كه مردى از بنى اميه بود زينب را گرفت و عثمان بن عفان ام كلثوم را بزنى گرفت ولى پيش از عروسى مرد و چون در ركاب پيغمبر بجبهه جنگ بدر رفت رقيه را باو تزويج كرد يك پسر هم بنام ابراهيم از ماريه قبطيه براى رسول خدا شد و ماريه را