ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٦٣ - ٦٠ - فرشتگان هفت دستهاند و حجابها هفتند
٦٠- فرشتگان هفت دستهاند و حجابها هفتند-
ابى منصور زيد بن وهب گويد سؤال شد امام يكم از توانائى خداى عز و جل كه بزرگ باد جلال او آن حضرت بسخن رانى ايستاد، خدا را ستايش كرد و بر او ثنا فرمود سپس گفت خداوند تبارك و تعالى فرشتگانى دارد بعضى باندازه بزرگ كه اگر يكى از آنان بزمين فرمود آيد از بس بزرگ است و از بس پر و بال دارد زمين نميتواند آن را در خود جا دهد بعضى از آنها باندازه تنومند و زيبا هستند كه اگر همه جن و انس همدست شوند نميتوانند او را وصف كنند بعضى از ملائكه الهى چنان است كه هفتصد سال راه مسافت ميان دو شانه يا مسافت پره گوشش است، بعضى از آنها با يكى از بالهاى خود ميتواند همه افق را بپوشاند بعلاوه از بزرگى جسمش، بعضى از آنها باندازهاى بلند قامتند كه آسمانها تا زير ناف آنها است، بعضى از آنها بدون پايگاه قدم در عمق هواى زيرين زمين نهاده و همه زمينها تا زانوى او است، بعضى از آنها هست كه اگر همه درياها را بپشت ناخن بزرگش بريزند جا ميدهد بعضى هستند كه اگر كشتيها را در اشك چشمش بيندازند تا ابد سير ميكنند فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ، عرض شد آقا حجابها را بفرمائيد.
فرمود حجب هفت است ضخامت هر حجابى پانصد سال راه است و ميان هر دو حجاب پانصد سال، حجاب دوم هفتاد هزار حجاب است كه ميان هر دو حجاب پانصد سال است و طولش پانصد سال.
دربانان هر حجاب هفتاد هزار فرشتهاند كه هر كدام قوت تمام جن و انس را دارند بعضى از آن حجابها تاريكى است بعضى نور است بعضى آتش است بعضى دود است بعضى ابر است، بعضى برق است، بعضى رعد است، بعضى روشنى است، بعضى ريگ است، بعضى كوه است، بعضى غبار است، بعضى آب است بعضى نهرها است آنها حجابهاى گوناگونيند ضخامت هر حجابى هفتاد هزار سال است.
سپس سرا پردههاى جلال است كه شصت سرا پردهاند و در هر سرا پرده هفتاد هزار فرشته است ميان هر سرا پرده تا سرا پرده ديگر مسافت پانصد سال است سپس سرا پرده عزتست سپس سرا پرده كبرياء