ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٦٠ - ٥٧ - رسول خدا در هفت مقام ابو سفيان را لعنت كرد
اول- روزى كه خدا و رسولش او را لعن كردند در هنگام هجرت پيغمبر ٦ بمدينه بوده ابو سفيان كه از شام مىآمد بآن حضرت برخورد و او را دشنام داد و خواست او را بزند خدا شر او را گردانيد.
دوم- روز كاروان بدر بود كه آن را از چاه بدر گريزاند و از دست رسول خدا در برد خدا و رسولش او را لعن كردند.
سوم- روز جنگ احد بود كه پس از پايان جنگ فرياد كشيد سرفراز باد هبل رسول خدا پاسخش داد كه خداوند اعلى و اجل است، ابو سفيان گفت ما عزى داريم و شما عزى نداريد در پاسخش فرمود خدا مولا و ياور ماست و شما مولا و ياور نداريد.
چهارم- در روز جنگ خندق بود كه ابو سفيان با همه افراد قريش براى نبرد با پيغمبر آمده بود و خدا آنها را نوميد و خشمناك و دست خالى برگردانيد و دو آيه در سوره احزاب فرستاد و ابو سفيان و يارانش را كفار ناميد و معاويه را مشرك و دشمن خدا و پيغمبرش شمرد.
پنجم- در روز صلح حديبيه بود كه جلو قربانيها را گرفتند و نگذاشتند بمحل آن كه منى است برسند و مشركان مانع شدند رسول خدا برود مسجد الحرام را زيارت كند و قربانيهاى خود را بگذراند رسول خدا طواف كعبه نكرده برگشت و عمره خود را انجام نداد و ابو سفيان را لعن كرد.
ششم- در روز جنگ احزاب بود كه ابو سفيان با جمع قريش و عامر بن طفيل با جمع هوازن و عيينة بن حصين با جمع غطفان بمدينه تاختند و يهودان قريظه و بنى نضير هم بآنها قول دادند كه همراهى كنند و مدد نمايند رسول خدا پيشوايان و پيروان همه را لعن كرد فرمود در ميان پيروان اگر مؤمنى باشد گرفتار لعن نگردد ولى در پيشوايان اين گروه مؤمن و نجيب و اهل نجاتى نيست.
هفتم- روزى كه در آن گردنه با سابقه توطئهاى كه داشتند به پيغمبر حمله كردند و اين جمع دوازده تن از بنى اميه بودند برياست ابى سفيان و پنج تن از مردمان ديگر در اينجا هم پيغمبر كسانى كه بر سر گردنه بودند بجز خود پيغمبر و شترش و راننده و جلودارش لعن كرده مصنف اين كتاب گويد در اين روايت توطئهكنندگان عقبه را دوازده و پنج شمرده و صحيح آن است كه چهار ده تن بودند.
شرح آنچه از كتب حديث و تاريخ و سياق آيات سوره احزاب استفاده مىشود اينست كه خندق و احزاب در تاريخ اسلام يك واقعه بوده و در همين واقعه بود كه ابو سفيان قبائل عرب را بر ضد اسلام متحد كرده و ده هزار قشون بمدينه كشيد و قبائل يهود را هم فريفت و عهد خود را با پيغمبر و مسلمانان شكستند و از سمت جنوب مدينه در صدد هجوم برآمدند و در حقيقت مسلمانان در محاصره مشركين و يهود قرار گرفتند و از آيات سوره احزاب هم همين موضوع ظاهر است ولى ظاهر اين حديث اين است كه واقعه خندق