ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٢٢ - شرح
نفسى كه خدا او را محترم دانسته سوم خوردن مال يتيم چهارم مراعات نكردن حقوق پدر و مادر پنجم تهمت زدن بزنان عفيف ششم گريختن از جبهه جهاد هفتم انكار حق ما خاندان پيغمبر، اما شرك بخدا خداوند در باره ما آياتى در قرآن نازل كرده (قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى ...) رسول خدا هم در باره ما سفارشاتى فرموده (مانند روايت ثقلين) اين مردم خدا و پيغمبر را تكذيب كردند و حق ما را پايمال نمودند و بخداى عز و جل مشرك شدند، قتل نفس محترم، حسين بن على و يارانش را كشتند، خوردن مال يتيم، سهم خمسى كه خداوند براى ما قرار داده بود بردند و بديگران دادند، نافرمانى و حق ناشناسى پدر و مادر: خدا در قرآن خود فرموده پيغمبر بمردم از خودشان اولى بمراعات و اطاعت است و همسران او مادران امت محسوبند، رسول خدا را در باره فرزندانش نافرمانى و حق كشى كردند و حضرت خديجه را نسبت بفرزندانش نافرمانى و حق كشى كردند و اما تهمت بزنان عفيفه همانا فاطمه زهرا را بر سر منبرهاى خود به نسبت ناروا متهم كردند، اما گريز از جبهه جهاد، با كمال رغبت بدون ترس و هراس دست بيعت بامير المؤمنين دادند سپس از او گريختند و او را بخود واگذاردند انكار حق ما كه پيش خود مردم امر مسلمى است و در آن نزاعى ندارند.
شرح-
مقصود اينست كه اين هفت گناه بحسب طبع خود از همه گناهان بزرگتر و زشتتر ميباشند و اگر بوجهى انجام شوند كه با رسول خدا و خاندانش تعلق پذيرد بزرگتر و زشتتر است و همه اين گناهان بشرحى كه ميفرمايد در باره آنها واقع شده و ظاهرا مقصود از اينكه بر منابر فاطمه زهرا را قذف ميكردند اينست كه ميگفتند حسن و حسين ٧ فرزند رسول خدا ٦ نيستند براى آنكه استحقاق امامت را از آنها سلب كنند، اين گونه تبليغات بعد از شهادت امام حسن جزو برنامه حكومت بنى اميه گرديد و در تشريفات خطبه نماز جمعه و اعياد ادا ميشد و اين جمله مستلزم قذف فاطمه زهرا ٧ است و اما اينكه كسى صريحا نسبت ناروائى بآن معصومه داده باشد منظور نيست زيرا طهارت و عفت آن مخدره بطوريست كه دشمنان هم جز تصديق راهى و رأيى نداشتند در روايت ابى هريره (كه از جعالين است) از قول پيغمبر گناهان كبيره را بهمين ترتيب هفت شمرده ولى دوم آنها را شمرده و انكار حق خاندان پيغمبر را ذكر نكرده!