تحريف ناپذيرى قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٢٨ - مقصود از وقوع تحريف در كتب عهدين چيست؟
تَعْلَمُونَ؛[١] اى اهل كتاب چرا حق را با باطل مىآميزيد و از روى علم و آگاهى حق را مىپوشانيد». در جاى ديگر مىفرمايد: «وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ كَتَمَ شَهادَةً عِنْدَهُ مِنَ اللَّهِ؛[٢] ستمكارتر از آن كس كه گواهى خود را از خداوند بازگيرد كيست؟». قرآن با صراحت اعلام مىدارد تورات و انجيل و ديگر كتب آسمانى نزد پيروان هريك وجود دارد و اگر بدان عمل نمايند سعادت جاودانه و حيات پاك در دنيا و آخرت نصيب ايشان خواهد شد: «وَ لَوْ أَنَّهُمْ أَقامُوا التَّوْراةَ وَ الْإِنْجِيلَ وَ ما أُنْزِلَ إِلَيْهِمْ مِنْ رَبِّهِمْ لَأَكَلُوا مِنْ فَوْقِهِمْ وَ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ، مِنْهُمْ أُمَّةٌ مُقْتَصِدَةٌ وَ كَثِيرٌ مِنْهُمْ ساءَ ما يَعْمَلُونَ؛[٣] اگر ايشان به تورات و انجيل و به تمامى كتابهايى كه از سوى خداوند فرو فرستاده شده عمل نمايند، بركتهاى بسيار از آسمان و زمين بر ايشان فرو مىبارد؛ گروهى از آنان ميانهرو هستند اما بسيارى مشى ناپسند را اختيار نمودهاند».
نيز درباره تورات- مىفرمايد: «الْكِتابَ الَّذِي جاءَ بِهِ مُوسى نُوراً وَ هُدىً لِلنَّاسِ تَجْعَلُونَهُ قَراطِيسَ تُبْدُونَها وَ تُخْفُونَ كَثِيراً؛[٤] كتابى كه موسى بر شما عرضه نمود براى مردمان نور و هدايت است، اما شما بخشى از آنرا كه در كاغذهايى جاى دادهايد بر مردم آشكار نموده، بسيارى از آنرا از ايشان مخفى مىداريد».
بناى اهل كتاب آن بود كه كتب خود را به پارههايى تقسيم مىكردند، سپس آنچه را با منافعشان سازگار بود بر مردم آشكار مىنمودند و آنچه را به ضرر خود مىديدند از چشم آنان پوشيده مىداشتند. همانگونه كه بشارتهاى موجود در اين كتب- در خصوص ظهور پيامبر اسلام- را به وجهى نادرست به معانى ديگر به تأويل مىبردند. به اين دليل است كه خداوند- در قرآن- از كسانى كه به تورات و انجيل- بىهيچ تأويل و تغيير- عمل مىنمايند تقدير نموده است: «الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوباً عِنْدَهُمْ فِي التَّوْراةِ وَ الْإِنْجِيلِ؛[٥] كسانى كه از پيامبر امّى- كه نشان او را در تورات و انجيل ديده بودند- پيروى مىنمايند».
اينك نمونههايى را از تحريف كه در ترجمههاى كتب عهدين- نه در متن آنها-
[١] . آل عمران ٣: ٧١.
[٢] . بقره ٢: ١٤٠.
[٣] . مائده ٥: ٦٦.
[٤] . انعام ٦: ٩١.
[٥] . اعراف ٧: ١٥٧.