تحريف ناپذيرى قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٩ - پيشگفتار
كتاب متعرض آن خواهيم شد،[١] اما در مقابل، فقهاى اماميه بر اين اوهام مشحون از خرافات خط بطلان كشيدند و بهايى- هرچند اندك- براى آنها قائل نشدند و هرگز در فقه و فتوا دادن بدان تكيه نكردند.[٢]
تصميم ما در گذشته بر آن بود كه گفتار خود را پيرامون پندار كهن تحريف كه در عالم اعتبار از هيچ ارزشى برخوردار نيست بازگيريم و در اين خصوص سخن نگوييم و اين مسأله را به عقل كه به پوچى اينگونه اباطيل حكم مىكند وانهيم.
خرافاتى كه قداست و پاكى قرآن كريم از آن بيزار است. «وَ إِنَّهُ لَكِتابٌ عَزِيزٌ لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ؛[٣] به راستى قرآن كتابى است بلندمرتبه كه باطل از هيچ سويى- نه از پيش و نه از پس- به آن راه ندارد و آن از جانب خداوند حكيم و ستوده فرو فرستاده شده است»، اما وقتى به پارهاى از نوشتارها[٤] برخوردم كه با متوجه ساختن تهمتهاى ناروا به مهمترين طائفه مسلمين يعنى شيعه اماميه و با نسبت دادن تحريف قرآن به ايشان- با آنكه دامن شيعه از چنين نسبتهايى پاك و پيراسته است-[٥] براى برهم زدن وحدت مسلمين مىكوشيد، بر خود وظيفه دانستم با دو هدف به رد چنين خطاى فاحشى برخيزم:
اولا براى دفاع از قداست و پيراستگى قرآن كريم؛ ثانيا براى رسوا ساختن چنين تهمتهاى ناروايى كه به يك امت بزرگ اسلامى متوجه شده است؛ امتى كه همواره در پاسبانى از حريم اسلام كوشيده و در طول تاريخ با تمام وجود در مقابل دشمنان آن ايستادگى كرده است.
اين هدفى است كه بهدنبال آنم؛ خداوند از نيات همگان آگاه و نيكو ياورى است.
[١] . فصل هفتم، شماره ٢٦.
[٢] . در بين فقهاى اماميه در گذشته و حال، هرگز كسى را نمىيابيد كه به ظاهر اينگونه روايات پوچ و بىاساس فريفته شده باشد.
[٣] . فصلت ٤١: ٤١ و ٤٢.
[٤] . در اين اواخر رهزين از هند( احسان الهى ظهير) در تلاش براى تفرقه انداختن ميان مسلمانان، تهمتهايى ناروا را كه بىترديد در جهت منافع استعمارگران ضددين است متوجه شيعه اماميه ساخته است، خداوند هم قبل از آنكه به عذاب آخرت معذّبش سازد، در همين دنيا در حادثه انفجار مهيبى به آتش قهر سوزاند.
[٥] . به زودى گفتار اشعرى خواهد آمد كه دامان شيعه اماميه( يعنى قائلان به عدل و امامت) را از تهمت قول به تحريف چه به فزونى و چه به كاستى و چه به تبديل مبرى دانسته است. مقالات الاسلاميين: ج ١، ص ١٢٠- ١١٩.