تحريف ناپذيرى قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٢٣ - غوغايى كه كتاب فصل الخطاب برپا كرد
برشمرده و به شبهههاى مدعيان تحريف، پاسخ كامل و جامعى داده است. اين كتاب با شيوهاى ظريف و به دور از هرگونه سهلانگارى و شتاب ناروا، در حقيقت رديهاى است بر كتاب فصل الخطاب.[١]
غير از او، بسيارى از كسانى كه به مباحث قرآنى و تفسير پرداختهاند نيز در رد محدث نورى مطالبى نوشتهاند.
مرحوم بلاغى (م ١٣٥٢) در مقدمه تفسير خود آلاء الرحمان از او با نكوهش ياد مىكند و مىگويد: «نويسنده فصل الخطاب از جمله محدثانى است كه در گردآورى شواذ حرص و ولع بسيارى دارد؛ او گمشده خود (تحريف القرآن) را در كتاب دبستان المذاهب يافته و بدان تمسك نموده است. شگفت آنكه خود اعتراف كرده كه در هيچ كتاب شيعى اثرى از آن نيافته است.[٢] آنگاه بخشى از روايات را كه مستمسك مدعيان تحريف است و گذشته از ظواهر فريبنده آنها، با فرض قبول سند، توجيهاتى دارند، آورده و به ضعف و شذوذ همه آنها حكم نموده است؛ چنانكه به روايت كافى در ذيل آيه شريفه «هذَا الَّذِي كُنْتُمْ بِهِ تُكَذِّبُونَ»[٣] امام موسى بن جعفر عليه السّلام فرموده است: «مقصود [از هذا الذى] امير مؤمنان عليه السّلام است.
راوى پرسيد: اين تنزيل آيه است؟ امام فرمود: آرى».[٤]
فرمايش امام در اين روايت نشان مىدهد كه مقصود، تفسير آيه است؛ زيرا معناى تنزيل در اين روايت، بيان شأن نزول است؛ و مقصود اين نيست كه لفظ مذكور جزو آيه بوده، آنگاه ساقط شده است؛ چنانكه مدعيان تحريف پنداشتهاند.
در آخر چنين آورده است: «اين روايات و نظاير آن ثابت مىكند كه تمسك محدث نورى به اينگونه روايات اساسا باطل است؛ زيرا اين روايات علاوه بر ضعف سند، قابل توجيه و تأويلند. گفتار عالمان نامى شيعه نيز مؤيد بيان ماست».[٥]
[١] . البرهان، ص ١٤٢- ١٣٨.
[٢] . آلاء الرحمان، ج ١، ص ٢٥. در فصل هفتم، شماره ٢٥ برخى از مطالب« دبستان المذاهب» را نقل خواهيم كرد.
[٣] . مطففين ٨٣: ١٧.
[٤] . الكافى، ج ١، ص ٤٣٥، شماره ٩١.
[٥] . آلاء الرحمان، ج ١، ص ٢٩.