تحريف ناپذيرى قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٠٩ - گرداندن گفتار بزرگان
پايههاى مذهب اماميه بر دوش آنان قوام يافته است. بارى اگر مذهب حقه اماميه راهى هموار دارد، بىترديد به دست ايشان آماده و هموار شده و نشانههاى آن، با كوشش طاقتفرساى آنان، برپا شده است؛ و اگر قرار باشد كسى به عقايد و ديدگاههاى اماميه رهنمون گردد، اين راهنمايى، جز از ناحيه ايشان ممكن نيست.
شگفتآورتر آنكه او جماعت اماميه را نيز مخالف مذهب اعلام نموده است. بر ما معلوم نگشته است كه اين مذهب- كه تنها ويژه او و ديگر اخباريان بينواست- كدام است؟ مذهبى كه انبوه شيعه اماميه- چه اصوليين و چه محدثان متعهد ديرين ايشان- با آن به مخالفت برخاستهاند.
البته مقصود حاجى نورى از عبارت «جمهور قدما» جمعى از اصحاب پيشين حديث است؛ كسانى چون صفار (م ٢٩٠)، عياشى (م ٢٣٣)، نعمانى (م ٣٦٠) و همرديفان ايشان كه در كتابهاى خود رواياتى آوردهاند كه در پندار او بر تحريف قرآن دلالت مىكنند؛ در حالىكه- همچنانكه در فصل آتى خواهيم گفت- ذكر حديث در كتاب، به هيچوجه نمىتواند نشانه اعتقاد نويسنده آن باشد؛ از اينرو نسبت دادن تحريف به ايشان، تحميل رأى خود و گونهاى افترا بستن بر آنان است.
همو به بنو نوبخت[١]- از متكلمان نامى شيعه- نيز نسبت تحريف داده است؛ زيرا ايشان موارد جابجايى يك يا دو كلمه را- به حدى كه به اعجاز قرآن ضرر نرساند- مثل قرائات ابن مسعود يا قرائت «و سارعوا»- با واو يا بدون واو- را مجاز شمردهاند؛ حال آنكه پرواضح است اينگونه موارد، مربوط به اختلاف قرائتهاست و هيچ ارتباطى با مسأله تحريف ندارد. به راستى كه «الغريق يتشبّث بكل حشيش؛ غريق به هر خاشاكى دست مىيازد». وى به ابن شاذان (م ٢٦٠) نيز نسبت تحريف داده است. به اين دليل كه او در كتاب الايضاح از عامه و حشويه
[١] . بنو نوبخت- منسوب به نوبخت فارسى، منجم- از خاندان معروف شيعه هستند؛ دانشمندان بسيارى- در زمينههاى كلام، فقه، اخبار، اخلاق- از اين خانواده ظهور كرده است. جماعتى از ايشان به علم كلام شهرت دارند. ابو سهل اسماعيل بن على نوبختى و ابو محمد حسن بن موسى نوبختى از همه مشهورترند. اينان به فلسفه و ديگر علوم پيشينيان شائق بودهاند. بدينجهت مخالفتهاى اندكى از ايشان- در پارهاى از مسايل- با ديگر متكلمان اماميه و فقها و محدثان پديدار شده است. ر. ك: حاشيه اوائل المقالات، ص ٢.