حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ٣٥٠ - ١٠ برخى شيوه هاى تحليل إسناد با تكيه بر رواياتى با مضمون تحقيرآميز درباره زن
نتيجهاى استنباط كنيم. به علاوه شرح حال ابن الهاد هم سرنخى از علت مشاركت او در نشر اين گونه از عبارات تحقير كننده زنان به دست نمىدهد. او نيز همچونcl هاى همقطار خود در ديگر مراكز حديثى، صرفاً به قدر سهم اندك خود مشاركت جسته است.
هر يك از مراكز حديثى مدينه، كوفه و بصره دير يا زود نسخه (هاى) خود را توليد كردهاند، در حاليكه نسخههاى خصمان به ندرت جاى خود را به تعابير همدلانه دادهاند. موارد تحقيركننده زنان انعكاس دهنده موقعيّت زنان در آن ايّام، يعنى حدود ١٠٠/ ٧١٨ است. روشن است كه اين گفته بدان معناست كه گرچه بستر پيدايش اين گونه اقوال احتمالًا به پيش از زمان پيشنهادى بر مىگردد، امّا به هر حال اين امر با دادههاى روايى كه در اين مقاله بررسى شده و به روشنى ناظر به حوالى ١٠٠/ ٧١٨ است، تأييد نمىشود.
البته بحث از جايگاه زنان چنانكه در ادبيّات روايى مسلمانان انعكاس يافته است، در خور تأليف كتابهايى مستقل است. به واقع، اقوال بسيار زيادى وجود دارد كه موقعيّت زنان در صدر اسلام را تنزّل مىدهد يا حدّاقل براى تنزّل دادن آن طراحى شدهاند. من پژوهش خود را به چند روايات محدود كردهام، به اين اميد كه بتوانم نشان دهم كه با هم مرتبطند و برخى تطوّرات را در آنها به نمايش بگذارم. مجموعه روايتهاى ديگرى را نيز بررسى كردهام؛ مثلًا مجموعه روايات أنجَشَه، حكايتى منسوب به پيامبر كه در آن به خادم خود تذكّر داده است كه آهنگ حركت شتر را ملايمتر كند مبادا به زنان در كجاوه احساس لذّتى نامشروع دست دهد، يعنى به دليل «لغزشپذيرى ذاتى» شان. افزون بر اين، رواياتى درباره تفسير آيه ٥٣ سوره احزاب وجود دارد كه در آنها حجاب بر زنان واجب شده است. به احتمال زياد مجموعه أنجشه حتى قديمىتر از روايت أبو رجاء باشد، امّا در عين حال خيلى كمتر از روايت أبو رجاء تحقيرآميز است.
با مقايسه كلىگويىها درباره زنان و مردان در صدر اسلام در مىيابيم كه در مورد زنان، نقدى اجتماعى و روانشناختى در قالب «بديهيات»- كه ممكن است براى