حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ٣١٤ - ١٠ برخى شيوه هاى تحليل إسناد با تكيه بر رواياتى با مضمون تحقيرآميز درباره زن
عبد الرزاق در جلد ١٠ و ١١- كه شامل جامع مَعمر بن راشد است- مراجعه شده است؛ براى اينكه ببينيم آيا روايت مورد بحث ما در آن هم موجود است كه در ج ١١، ص ٣٠٥، ش ٢٠٦٠٨[١] بود. همه اينها در نمودار ٢ گرد آمده است. بدين ترتيب اكنون رديابى نخستين گزاره كلى كامل شده است. از آنجا كه الآن ابزار كمكى ديدارى مورد نياز را در اختيار داريم، مىتوانيم تحليل شبكه إسناد و تعريف چند اصطلاح تخصصى- كه پيش از اين مطرح شد- را شروع كنيم.
تحليل
همانطور كه در بالا اشاره شد، در اكثر شبكههاى إسناد يك طريق منفرد[٢] از راويان قرار دارد كه از پيامبر به بالا كشيده شده و غالباً درست به يك راوى قرن دوم/ هشتمى منتهى مىشود كه از او طرق مختلف منشعب شدهاند. به دلايلى روشن، اين راوى، «حلقه مشترك» ناميده مىشود. حلقه مشترك اصطلاحى تخصصى است كه شاخت وضع كرده ولى با كمال تعجب در كتاب خود با عنوان مبادى فقه اسلامى (Origins) كمتر مورد توجّه قرار داده و به كار برده است.[٣] تشخيص حلقه مشترك در اين شبكه چندان دشوار نيست. سليمان التيمى.
[١]. روايت فتنة در مُصَنَّف عبدالرزاق كه صرفاً حاوى روايات حلال و حرام است، موجود نيست؛ ولى جامع شامل رواياتى از گونههاى ديگر هم هست. در مصنَّف ابنأبىشَيبَة نيز اين روايت در ج ١٥، ص ٦٥ آمده است.
[٢]. اينكه طريق سعيد بن زيد، از پيامبر منشعب شده و دوباره در نزديكى« حلقة مشترك» به طريق اصلى پيوسته است، در كل پديده نادرى نيست؛ همانطور كه نمودار نشان مىدهد و چنانكه پيش از اين اشاره
شد، تنها معتمر است كه اين طريق را روايت كرده است. مىتوان چنين فرض كرد كه او به تنهايى عامل پيدايش اين طريق فرعى بوده است.
[٣]. نگاه كنيد به كتاب من:
Muslim tradition, Studies in chrono logy, provenance and auth orship of early IadDth, Cambridge, CUP ٣٨٩١, chapter V, pp. ٦٠٢- ٧١٢ and index s. v.