حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ٨٨ - ١ اهميت علم حديث در اسلام
١٧٠- ٢٣٨) كه متبحّر در علوم مختلف بود، تأسيس كرد و تأثير آن در سده سوم نيز هنوز باقى بود.[١] عالمان بسيار ديگرى، همانند او، پس از انجام اعمال حج سالها در شرق اقامت گزيدند. در واقع، سنّت علمآموزى در اندلس آخرين محصول مكتب مدينه بود.
با گسترش روز افزون علم حديث، مجامع مردمانى كه مدتهاى مديد به آفاق حكومت اسلامى سفر مىكردند تا روايات مربوط به پيامبر را گرد آورند و با تبادل نظر با همفكران خود دانش خود را از روايات افزايش دهند، فزونى يافت. اين سفرهاى علمى توسط مردانى با خصايصى مشابه سرانجام به بسط فرهنگى همگون در سراسر دنياى وسيع اسلام انجاميد. اينان به فرقه واحدى وابسته نبودند و مىتوان در تمام جريانهاى سياسى حضور آنان را مشاهده كرد. بسيارى چون زُهرى مشهور يا رجاء بن حَيْوَة (متوفى ١١٢)، كه سبب شد عمر بن عبد العزيز كه در مكتب پارسايان مدينه پرورش يافته بود، به خلافت برسد،[٢] حامى حكومت بودند. كسانى ديگر، مانند عروة بن زبير از ارتباط با دربار بركنار بودند. تعداد محدّثانى كه منصب قضا را پذيرفته بودند، نسبتاً زياد بود. هر چند بيشترشان از قبول مناصبى كه ممكن بود آنان را گرفتار دام وسوسه كند، پرهيز داشتند[٣] و از اينكه جاذبه خدمت به حاكم چشمانشان را خيره كند، امتناع داشتند. استقلال شخصىاى كه از راه مشاغلى نظير بازرگانى، تجارت يا صنعتگرى به دست آورده بودند، مانع از آن بود كه صاحبان قدرت از علم حديث براى اهداف خود بهره بگيرند. حتى در موضوعات عقيدتى اختلافنظرهاى بسيارى در طبقات متفاوت ديده مىشد. در ميان كسانى كه على بن مَدينى از راويان احاديث صحيح نام مىبرد،[٤] ثقاتى چون مالك و ثورى در اكثريت
[١]. ذهبى، تذكرة الحفاظ، ج ٢، ص ١٠٧؛ ذهبى، ميزان الإعتدال، ج ٢، ص ١٤٨، ابنحجر، لسان الميزان، ج ٤، ص ٥٩؛ ابنفرحون، ديباج( قاهره، ١٣٥١)، ص ١٥٤؛YAqUt ,Geographisches Worterbuch ,I ,p .٩٤٣ .
[٢]
. Wellhausen, Das Arabische Reich, p. ٥٦١] English trans. By M. G. Weir, The Arab Kingdom and Its Fall) Beirut, ٣٦٩١(, p. ٤٦٢- ٥٦[.
[٣]
. Mez, Die Renaissance des Islams, pp. ٩٠٢ f.] English trans. By S. K. Bakhsh and D. S. Margoliouth, The Renaissance of Islam] Patna
،( ١٩٣٧),p .٨١٢ f [.
[٤]. ذهبى، تذكرة الحفاظ، ج ١، ص ٣٢٨ و جاهاى ديگر.