حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ٨٤ - ١ اهميت علم حديث در اسلام
بود كه بر اساس اين روايات كتابى در باب مغازى پيامبر تأليف كرد.[١] عروة از اسناد، يعنى سلسله راويانى كه متن حديث را به منبع آن مىرساند، آگاه بود. هر چند استفاده او از اين شاخصه ادبيات حديثى اسلامى هنوز بسيار ساده، ابتدايى و نامنظم بود. در عين حال عروة بن فقاهت نيز نامور بود و يكى از «فقيهان هفتگانه» مدينة النبى شمرده مىشود.
علم حديث به سرعت از مدينه به شام كه هممرز حجاز بود، گسترش يافت. رشتههاى ارتباطى عميقى بين اين دو منطقه وجود داشت. امويان رابطه بسيار نزديك خود با سرزمين آبا و اجدادىشان را حفظ كردند. از حدود سال ٧٥ كه حكومتشان به امنيت دست يافته بود، فردى بسيار مستعد و مشتاق جذب دربار آنان شد كه در چارچوب بسته سياسى و اقتصادى حجاز جايى براى بروز نداشت. محمّد بن مسلم بن شهاب زُهرى (حدود ٥١- ١٢٤) از برجستهترين شاگردان عروة قبل از سال ٨١ يا ٨٢ هجرى به دمشق رفت. او از قبيله مشهور قريش بود (پدربزرگش در غزوه بدر و احد عليه پيامبر جنگيده بود) و دوران جوانى در مدينه مشتاقانه احاديث را جمعآورى و ثبت مىكرد. پس از آنكه قبيصة بن ذويب، وزير عبد الملك او را به خليفه معرفى كرد، به واسطه كثرت دانش كه آن را در خدمت امويان به كار برد، ديرى نگذشت كه صاحب نام و جاه شد. در دوران يزيد بن عبد الملك (حكومت ١٠١- ١٠٥) منصب قضاوت يافت، و در زمان هشام بن عبد الملك (حكومت ١٠٥- ١٢٥) تربيت فرزندان خليفه به او سپرده شد. او بارها براى حج به مكّه و مدينه سفر كرد. آخرين سالهاى عمرش را در حجاز در ملكى كه امويان به او بخشيده بودند، گذراند. زُهرى از بزرگترين محدّثان اسلام است. او به سبب تربيت شاگردان بسيار، نفوذ فوقالعاده زيادى به دست آورد كه اثر آن در همهكتابهاى حديثى هويداست.
پس از چندى علم حديث در عراق پايه گرفت. پيشتر در اينجا سنّتى بومى وجود داشت، كه كاملًا به گذشته سياسى اين منطقه پيوند مىخورد، و فاقد نظام استناد
[١]. من به محمّد بن إسحاق، ص ١١، يادداشت ٤٣، ارجاع دادهام.