حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ٦٥ - ١ ٣ تاريخ گذارى احاديث
روى داده است، امّا- دست كم در احاديثى كه آنان بررسى كردهاند- نه در «سطحى چنان گسترده» كه مورد ادعاى مايكل كوك بود. افتخار زمان نيز از همين روش در ارزيابى وثاقت رُوات حديث [در علم رجال] استفاده كرده است.[١]
روشهاى تاريخگذارى كه تاكنون مطرح شد، تنها به بررسى يك روايت يگانه (
single tradition
) توجه داشتهاند. منظور از روايت يگانه، حديثى است راجع به موضوعى خاص كه تمام نقلهاى مختلف آن در منابع اسلامى، متن واحد و يكسانى دارند و، از همين رو، مىتوان آن را روايتى واحد و يكسان دانست. درست به عكس، مىتوان با استفاده از اين روش تمام مجموعه روايات منسوب به يك راوى واحد و يكسان دانست. درست به عكس، مىتوان با استفاده از اين روش تمام مجموعه روايات منسوب به يك راوى واحد را بررسى كرد. همچنان كه پيشتر اشاره كردم، مجموعههاى روايى يا آثارى كه روايات نخستين بار در آنها نقل شدهاند، نقشى بسيار مهم در تاريخگذارى روايات منفرد دارند. با اين حال، محقّقان غربى به بررسى خودِ اين جوامع حديثى هم پرداختهاند تا بتوانند تمام رواياتى را كه آن مدوِّن به مشايخش منسوب ساخته است، تاريخگذارى كنند. در اين روش از سند روايات براى شناسايى منابعِ مدوِّنِ كتاب استفاده مىكنند. پيشتر در اواخر قرن نوزدهم ميلادى، برخى از غربيان اين روش را در بررسى روايات تاريخى به كار گرفته بودند؛[٢] در حوزه حديثپژوهى اما، تنها در دهه ١٩٦٠ و پس از انتشار آثار فؤاد سِزگين در باب جوامع حديثى، اين روش از شهرت و توجه عامّ برخوردار شد.[٣]
رهيافت سزگين تماما بر سند روايات متمركز بود. وى مدعى بود كه تمامى منابعِ مدوِّنان حديث و منابعِ منابعِ آنان تا ابتداى صدور حديث همه جا مكتوب بوده است. اين ادعا سرآغاز بحثى علمى بود كه هم سندها و هم متون اين منابعِ «بازسازى شده» در آن جايگاهى اساسى داشتند. چكيده اين بحث و نتايجِ حاصله از آن پيشتر در همين مقاله گذشت.[٤]
سباستين گونتِر در كتاب خود [راجع به مقاتل الطالبيين]،
[١]
. Iftikhar Zaman," The Science of rijal as a Method in the Study of IadDths", Journal of Islamic Studies ٥) ٤٩٩١(, ١- ٤٣.
[٢]
. Julius Welhausen, Prolegomena zur altesten Geschichte des Islams, in his Skizzen und Vorarbeiten, IV) Berlin, ٩٩٨١(.
[٣].Fuat Sezgin ,Bu جع
rInin Kaynaklari hakkinda arastirmalar) Istanbul, ٦٥٩١(; idem, Geschichte, I, passim.
[٤].Above ,xxx -xxxi .(/١ -٣ - شيوههاى حفظ و نقل حديث(.