حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ٦٠ - ١ ٣ تاريخ گذارى احاديث
سير تحولات تاريخى آن را بازسازى كند.[١] اشپايت كار خود را با اين فرضيه آغاز كرد كه تمام اختلافات متنى پيش از آنكه در مدوّناتِ مكتوب ثبت و ضبط شوند، جزو سنّت شفاهى بودهاند. آنگاه وى با استفاده از مقدماتى مشابه با كار شاخت، مىكوشد صورتهاى اوّليّه و متأخّر اين متن را بازشناسى كند.[٢] روش وى از اين مراحل تشكيل يافته است:
١. نخست مجموعهاى از نوزده متن را گردآورى مىكند كه آنها را صُوَر مختلف يك روايت و مضمونشان را مرتبط با هم مىشمارد.
٢. اين متون را بر حسب پيچيدگىشان مرتب مىكند.
٣. در هر يك از متون، سه نكته مورد تحليل قرار مىگيرد. الف- ميزانِ تطوّر متن؛ ب- پيوند درونى اجزاى متن؛ ج- شواهد ساختارى و واژگانى كه نشاندهنده تحولات اوّليّه يا متأخّر روايتاند.
٤. در نهايت اين متون را با توجه به مضامين مرتبطشان دستهبندى كرده؛ بر اين اساس، ترتيبى زمانى از سير تحولات روايت ارائه مىدهد.
از آن زمان، توجه به متن احاديث براى تاريخگذارى آنها بهتر و بيشتر شده است. از اين پس، نقطه عزيمت بسيارى از پژوهشها اين فرض بسيار حياتى در روش تاريخگذارى شاخت بود كه. روايات بخشى از يك منظومه فكرى (- گفتمان،
discourse
) اند كه در جريان نخستين سده تاريخ اسلام بسط و تكامل يافته است. گمان مىرود مراحل و سطوح مختلف اين منظومه فكرى در روايات منعكس شده است. هر چه محتواى روايت پيچيدهتر باشد و در مقايسه با ديگر متون كه به همان موضوع پرداختهاند، به پرسشهاى بيشترى پاسخ دهد، روايت متأخّرتر است. اين رهيافت را لورنس كُنراد در دو مقالهخود به وضوح تشريح و اثبات كرده است.[٣]
[١]
. R. Marston Speight," The Will of Sa d b. a. WaqqA
ز
: the Growth of a Tradition", Der Islam ٠٥) ٣٧٩١(, ٩٤٢- ٧٦. See also idem," A Look at Variant Readings in the Iadith", Der Islam ٧٧) ٠٠٠٢(, ٩٦١- ٩٧.
[٢]."The Will of SaYd b .a .WaqqA ز",٩٤٢ .
[٣]
. Lawrence I. Conrad," Epidemic Disease in Formal and Popular Thought in Early Islamic Society", in Terence Ranger and Paul Slack eds., Epidemics and Ideas: Essays on the Historical Perception of Pestilence) Cambridge, ٢٩٩١(, ٧٧- ٩٩; idem," Umar at Sargh: the Evolution of an Umayyad Tradition on Flight From the Plague", in Stefan Leder, ed., Story- Telling in the Framework of Non- Fictional Arabic Literature) Wiesbaden, ٨٩٩١(, ٨٨٤- ٨٢٥.
يوزف فان اس نيز در دو كتاب زير از رهيافتى مشابه، البته همراه با بررسى سند و ديگر شواهد( شبيه كار خود لورنس كنراد در مقاله سابقش با عنوانِPortents of the Hour ) استفاده كرده است:
DdaI nehcsiwZ, ssE nav fesoJ*
und Theologie and Der Fehltritt des Gelehrten Die" Pest von Emmaus" und ihre theologischen Nachspiele) Heidelberg, ١٠٠٢(.