حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ٥٨ - ١ ٣ تاريخ گذارى احاديث
آن دسته از محقّقان كه از يك سو با احساس بىاعتمادى به سندها، آنها را در كارِ تاريخگذارى روايات بىفايده مىشمردند، و از سوى ديگر نمىتوانستند روايات اسلامى را به عنوان منبعى تاريخى به كلى كنار گذارند، دو راه پيش روى خود داشتند. يا از فكر تاريخگذارى روايات به كلى دست بردارند و به داشتن تصوراتى اجمالى و ابتدايى از تحولات تاريخى صدر اسلام دلخوش بمانند، و يا به دنبال شواهد ديگرى جز سند بگردند كه با آن بتوان تاريخ پيدايش روايات را تعيين كرد. در كنار سند روايات و مجموعههاى حديثى تاريخبَردار، تنها شاهدِ باقيمانده متنِ خود روايات است. مشكل كسانى كه اين روش جايگزين را انتخاب مىكنند اين است كه چگونه با اتكاى صرف به محتوا و شكل روايات، آنها را تاريخگذارى كنند. اين رهيافت متن- محور نسبت به اخبار و احاديث را نخستين بار گلدتسيهر به كار گرفت كه خود عموماً به سند روايات بىاعتنا بود. هر چند وى هيچ گاه ملاك خود در تفكيك روايات قديمى از جديد را به صراحت ذكر نكرده است، مبانى روششناختى وى را از برخى مثالهايش مىتوان دريافت. چهار اصل زير در مواضع مختلف كتاب وى آمده است:
١. اشتباهات تاريخى (
anachronisms
) راهيافته به روايت نشان مىدهند آن روايت متعلق به دورهاى متأخّر از زمان ادعا شده است.[١]
٢. رواياتى كه مضمونشان فروعات و مراحل ثانوى در رشد و تطوّر يك مسئله را نشان مىدهند، زمانشان جديدتر از آنهايى است كه محتواى كمتر پرورده دارند.[٢]
٣. رواياتى كه تصوير نامناسب از پيامبر و نخستين مسلمانان ارائه مىدهند، قديمى و موثقاند.[٣]
٤. سرزنشها و انتقادهاى متقابل در ميانِ گروههاى رقيب، احتمال ريشهاى تاريخى داشتهاند.[٤]
[١]
. Ignaz Goldziher, Muhamme danische Studien, II, ٣٢- ٧٢, ٨٣١- ٠٤)/ Muslim Studies, II, ٤٣- ٧٣, ٣٣١- ٤٣(.
[٢]
. Muhammed anische Studien, II, ٥٢- ٦٢)/ Muslim Studies, II, ٦٣- ٧٣(.
[٣]
. Muhamme danische Studien, II, ٩٢- ٠٣)/ Muslim Studies, II, ٩٣- ٠٤(.
[٤]
. Muhammeda nische Studien, II, ٥٣)/ Muslim Studies, II, ٤٤(.