حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ٥٢٨ - تشريح اين نوع ادبى
مذكّرند و محيط تهاجمى جنگ نيز مردانه است) و اين نشان دهنده طرز گفتار سياست جنسى (
gender politics
) متعلق به ساختار اجتماعى پدرسالار است.[١] همانطور كه در اين مورد بحث خواهيم كرد، اين داستانها بازتابى از يك جامعه مردان است، جامعهاى كه مردان در آن يك موقعيّت اجتماعى حاشيهاى (Peripheral) داشتند و قادر نبودند جذب هنجارهاى اجتماعى شوند، پس به جهان جديد زائيده تخيل خود (Self fantasized) يعنى جامعه جنگجويان زاهد پناه مىبردند، جامعهاى كه رابطهاش با زنان و جسم زن از حالت طبيعى خارج شده بود. بدين ترتيب رابطهاى كه با عشق و ازدواج- يعنى سكس كه حفاظت كننده است- مهار مىشود به عكس خود تبديل مىگردد: ارضاى خودمحورى كه نسبت به جسم زن واهمه نشان مىدهد و آن را به يك جايگزين مادرانه صرف تنزّل مىدهد. به عبارت ديگر حوريان بهشتى جايگزين طرد جنس مذكر مىشوند يعنى «زنان اسطورهاى» نقش يك جايگزين مادرانه را ايفا مىكنند.
بسيارى از اين روايتها رابطه آشفته و مختل با زنان را بازتاب مىدهند و اين از مقايسه بين حوريان بهشتى و زن زمينى در آنها آشكار مىگردد، مقايسهاى كه همواره به نفع حوريان پايان مىپذيرد، و يا از طريق تبديل زن زمينى به موضوع ريشخند يا ابراز احساس خصومت «قهرمان» نسبت به زن در اين داستانها. حتى در داستانهاى بلندتر كه داراى گفتمان روايى (Sjuzet) مفصّلترى است و در آنها شخصيتهاى جديدى ظاهر مىشوند، باز هم خبرى از جنس مؤنّث نيست. در اينجا تنها، مادر ظاهر مىشود تا با ايفاى نقشى فرعى گذر پسرش بسوى جايگزين مادرانه آسمانى تسهيل كند. اگر بخواهيم اين را در چهارچوبى لاكانى[٢] بيان كنيم
[١]. در داستانى زنانه چون ساختار الف ليلة وليلة كه شهرزاد راوى آن است. اف. مالتى داگلاس(F .Malti -Douglas .) در:«Womans Body ,٨٢ » بيان مىدارد:« تن به كلمه و سپس به تن تبديل مىشود( ...) شهرزاد نقش روايتگرى خود را رها كرد تا به عنوان زنى كامل( مادر و عاشق) به ايفاى نقش بپردازد.» همچنين نك.
S. Naddaff, Arabesque. Narrative Structure and the Aesthetics of Repetition in ١٠٠١ Nights, Evanston, Illinois ١٩٩١, ٨٩ ff.
[٢]. به كتابهاى زير رجوع داشتهام:
The Fictional Fatber: Lacanian Readings of the Text. Ed. R. Con Davis, Amherst ١٨٩١; M. Bowie, Freud, Proust and Lacan: Tbeory as Fiction, Cambridge ٠٩٩١; J. M. Mellard, Using Lacan, Reading Fiction, Chicago ١٩٩١.