حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ٥٢٧ - تشريح اين نوع ادبى
است. او يك شعارى از سنّت قديم (Orthodox Slogan) را ذكر مىكند كه در طى قرن سوم هجرى (نهم ميلادى)[١] در ميان برخى از متكلّمان در جريان بوده، به اين بيان كه «خدا ممكن است حتى كودكان جوانتر از مرا نيز به خاطر سرپيچى از فرمانش عذاب كند». در داستانى ديگر باز هم مادرى پسرش را وقف جهاد مىكند به اين اميد كه او با يك حورى بهشتى ازدواج كند.[٢] پس مبلغى پول به عنوان مهريه ازدواج پسرش به مجاهدان مىدهد تا با آن سلاح بخرند. شاهدان ازدواج او قاريان قرآن (قراء) بودند كه خود شركت فعالى در نبرد داشتند؛ پسر اين زن در گيرودار شهادت پيامى را از طريق يكى از اين قراء به مادرش ارسال مىكند با اين مضمون كه: «مادرم، آرزوى تو محقّق و مهريهات پذيرفته شد؛ من با آن عروس ازدواج كردم».[٣] عروسى مقدس در صحنه نبرد از طريق مراسمى مملو از نمادهاى مذهبى و با شركت فعال مبارزان انجام گرفت كه در آن ميان قاريان مجاهد شركت فعالى داشتند. يك ويژگى مشترك در همه اين داستانها طرز نگرش آنها نسبت به زنان است. در اين نگاه زن به همخوابهاى تنزّل مىيابد كه به عنوان پاداش خشونت مردانه تقديم مىشود و به عبارتى نوعى غنيمت جنگى است. درست است كه اين داستانهاى روايى حول عبارتهايى قرآنى متمركز است كه نگرش آنها را نسبت به جنس مؤنّث شكل مىدهد، امّا در عين حال، بيان آنها براساس ويژگيهاى فرهنگى و اجتماعى شكل گرفته است و اين ويژگيهاى فرهنگى را شيوه آنها در تنزّل زنان به بدنهاى منفعلى كه داراى جاذبه هميشگى بوده و تا ابد در خدمت مردان مهاجم و قدرتمند هستند، روشن مىسازد. آنها معرّف جامعهاى مردسالار هستند كه در آن جنس مؤنّث و جسم او به عنوان شيئى فرودست تلقى مىشود.[٤] اين داستانها روايتهاى مردانه هستند (راويان و بازيگران اصلى همگى
[١]
. M. Watt, The Formative period of Islamic Thought, Edinburgh ٣٧٩١, ٠٤٢ ff.; J. I. Smith and Y. Haddad, The Islamic Understanding of Death, ٧٥١ ff.
[٢]. ابنالنحّاس، مشاريع، ج ١، ص ٢١٥- ٢١٨.
[٣]. جرّار در الابحاث، ٩١.
[٤]. درباره نگرش ادبيات عرب ميانه به زن نك:
Fedwa Malti Douglas, Womans Body, Womans Word. New Jersey ١٩٩١.