حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ٤٩ - ٢ ٢ تاريخ گذارى از روى سندها
شاخت و يُنبُل اين پايينترين حلقه مشترك در هر حديث را پديدآورنده يا جاعِل آن حديث خواندند[١] كه متن حديث و طريق منفردِ سند آن نيك نشان مىدهند اين شخص را نمىتوان از نسل پيامبر، صحابه يا كبارِ تابعين دانست.[٢] تحليل سند حديث و پديده حلقه مشترك به نظر مىرسد كه روش مناسبى براى تعيين زمان و مكان پيدايش احاديث خاص باشد.[٣] يُنبُل با بررسى احاديث تحقير زنان، مبانى اين تحليل سندى را به خوبى تشريح كرده است (همين كتاب، فصل ١٠).
شاخت و يُنبُل با طرح فرضيهاى ديگر، اعتبار روش تازه خود براى تاريخگذارى اسانيد را به موارد خاصى محدود ساختند. به نظر آنان، هم در روايات جعلى و هم در روايات اصيل، نام راويان كمابيش به صورت روشمندى ساخته و پرداخته شدهاند. از يك سو، افراد مىتوانستند سند روايات را با افزودن مراجع قديمىتر
[١]
. Schacht, Origins, ١٧١- ٢٧; Juynboll," Some IsnAd- Analytical Methods", ٣٥٣, and passim.
[٢].؟؟؟
[٣]. پديده« حلقه مشترك» توجه و اهتمام علمى برخى از محقّقان را براى تاريخگذارى احاديث به خود جلب كرده است. از جمله در پژوهشهاى زير:
Amikam Elad," Some Aspects of the Islamic Traditions Regarding the Site of the Grave of Moses", Jerusalem Studies in Arabic and Islam ١١) ٨٨٩١(, ١- ٥١ idem, Medieval Jerusalem and Islamic Worship: Holy Places, Rituals, Pilgrimage) Leiden, ٥٩٩١(, ٥١- ٢٢; Frantz Rosenthal," Muslim Social Values and Literary Criticism: Reflections on IadDth of Umm Zar", Oriens ٤٣) ٤٩٩١(, ٥٣- ٨٣)
بدون اينكه از اصطلاح حلقه مشترك نام ببرد
(; Rudolph Peters," Murder in Khaybar: Some Thoughts on the Origins of the Qasama Procedure in Islamic Law", Islamic Law and Society ٩) ٢٠٠٢(, ٢٣١- ٧٦.