حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ٤٨ - ٢ ٢ تاريخ گذارى از روى سندها
از آنجا كه به باور وى، رواياتى كه سند كامل دارند، زودتر از نيمه اول قرن دوم ساخته و پرداخته نشدهاند، نتيجتا وى چنين فرض مىكرد كه لاجرم بايست نام تابعين اوليه، صحابه و پيامبر در اين سندها جعلى باشد.[١] بنا بر اين، در احاديثى كه در دورههاى متأخّر، مثلًا نيمه دوم قرن دوم يا حتى بعد از آن ساخته شدهاند، به همين ميزان بخش جعلى سلسله سند طولانىتر مىشود.
شاخت و به تبع او يُنبُل، اين برداشت خود را با تجربه ديگرشان تركيب كردند كه مىديدند بسيارى احاديث صرفاً با يك سلسله سند واحد نقل نشدهاند، بلكه گاه چندين سند مختلف و متعدد دارند و اين سندها غالباً به ناقل مشتركى در نسل سوم يا چهارم پس از پيامبر مىرسند.[٢] شاخت اين راوى مشترك را (پايينترين) حلقه مشترك ناميد.[٣] همچنان كه وى حقا خاطرنشان مىكند، حديثپژوهان مسلمان قديم از آغاز پديده راوى مشترك را مىشناختند[٤] و برخى از محقّقان غربى نيز با آن آشنا بودهاند.[٥] آنچه در اين ميان تازه مينمود، اين ديدگاه بود كه پايينترين حلقه مشترك را مىتوان محل اتصال قسمتهاى مجعول و بخش اصيل در سندهاى يك روايت واحد دانست. چنين ديدگاهى با اين يافته شاخت كاملًا هماهنگ بود كه تكههاى مجعول در سندهاى مختلف يك روايت غالباً يكسانند. يعنى نام راويان در اين بخش از سندهاى مختلف يك روايت واحد عينا تكرار مىشود. يُنبُل اين بخش سند را طريق منفرد (single strand) ناميد.[٦] بر اين اساس،
[١].Ibid ,٣٦١ -٥٦ .
[٢].Ibid ,٣٦١ -٥٦ .
[٣].Schacht ,Origins ,١٧١ -٢٧ .
[٤]. همان، ص ١٧٢. يُنبُل در مقاله اخير خود برداشت مسلمانان از اين موضوع را مفصلًا توصيف كرده است. نگاه كنيد به:
Juynboll,") Re( appraisal of Some Technical Terms in IadDth Science", Islamic Law and Society ٨) ١٠٠٢(, ٧٠٣- ٥١.
[٥]
. Sprenger, MoIammad, I, ٠٣٣- ٩٤; J. H. Kramers," Une tradition a tendence manicheenne) la manageuse de verdure(", Acta Orientalia( ١٢ ٠١
- ٢٢( ١٩٥٠- ٥٣)،
the translation is Chapter ٢١ in this volume(.
[٦]. يُنبُل در بسيارى از نوشتههاى خود اهمّيّت اين پديده را خاطرنشان كرده است. فى المثل در مقاله:
Juynboll," Some IsnAd- Analytical Methods", ٣٥٣.