حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ٤٢٩ - ٣ بخارى، وصيه، ش ٣
١٦. عبداللّه، ابن حنبل، وكيع، مِسعَر و سفيان، سعد بن ابراهيم، سفيان از عامر بن سعد و مِسمَر از يكى از فرزندان سعد (رضى اللّه عنه)، سعد.
پيامبر به عيادت او رفت هنگامى كه در مكّه در بستر بيمارى بود. پس من گفتم: «اى رسول خدا، آيا مىتوانم همه دارايىام را وصيّت كنم؟»
پيامبر: «نه.»
سعد: «پس يك سوم؟»
پيامبر: «يك سوم، و يك سوم سهم زيادى است، (يا زياد است).»
«بهتر است كه وارثانت متمكن باشند تا آنكه آنها را محتاج به ديگران وانهى.»
«و هر چه براى عائلهات خرج كنى، بابت آن پاداش خواهى گرفت، حتى اگر به قدر لقمهاى باشد كه در دهان همسرت مىگذارى.»
او در آن زمان فقط يك دختر داشت.
سپس به هجرت اشاره كرد.
پيامبر: «خدا پسر عفراء را رحمت كند.»
«شايد كه خداوند تو را رفعت دهد كه بتوانى به برخى از مردم سود رسانى و به ديگران ضرر.»[١]
اين نسخه هم كشكول ديگرى است كه موضوع وصيّت در آن در اولويت قرار دارد و همه عناصرى كه تاكنون به آنها اشاره شده، در آن گنجانده شده است. در اين نسخه، نسبت به نسخههاى ١٠ و ١١ اهتمام بيشترى بر ايجاد پيوند با موضوع عيادت از بيمار و مسأله هجرت (نگاه كنيد به بندهاى ١٦ د و ه-) صورت گرفته است. بند ١٦ ه- نام مرموز ابن عفراء را ذكر مىكند كه در نسخه ١٠ ديديم همان سعد است. به پرش نامناسب متن از سوم شخص به اوّل شخص در مقدمه و نيز عبارتى كه به عنوان ملاحظهاى بعدى و نابجا آمده كه سعد فقط يك دختر داشته است، توجه كنيد. يكى از نكات حيرتانگيز مربوط به نقل اين حديث آن است كه با وجود اينكه تغييرات جزئى بهوفور ايجاد مىشود و هيچ مسئوليتى متوجه راويان
[١]. ابنحنبل، ج ١، ص ١٧٢.