حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ٣٨٨ - ٥ نتيجه گيرى
مادلونگ مبنى بر اصالت اين بخش از روايت است، امّا باز برخى جزئيّات داستان كه بهوضوح، گواه كار و بار ابن زبير بودند [و مىتوانستند مؤيّد ديدگاه وى باشند]، جايى در اين تحرير ندارند. مقايسه تحريرهاى مختلف، بهخوبى مىتواند راهى براى حمايت از اين ديدگاه بگشايد كه: روايات دستنخورده و بىتحريف يافتن، همانقدر دشوار است كه راويانى معصوم جستن».
با نظر به اينها همه، مشكل بتوان تاريخ روايت را ولو با اطمينانى نسبى، ٦٤ ق/ ٦٨٤ م دانست. اكنون آيا مىتوانيم بگوييم كه اين روايت هيچ اطّلاعات به درد بخور ديگرى ندارد و خود، چيزى بيش از يك مجموعه تصادفا كنار هم نشسته و متأخّر از اسانيد و نقشمايههاى اين سو و آن سو نيست؟ مسلما نه. واقعيتى هست و آن اين كه در اين روايت مقدار زيادى اطّلاعات در باره شكل و شمايل و كار و بار مهدى آينده، در قالب ابن زبير تاريخى پردازش شده است. به سختى مىتوان دريافت اين اطّلاعات تاريخى پس از مرگ ابن زبير چه روند تاريخى را براى پيدا كردن شكل و قالب كنونى گذرانده است. اين استنتاج كمتر از دستاوردهاى مادلونگ از دقّت برخوردار است؛ امّا چيز كمى هم نيست.