حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ٣٢٥ - ١٠ برخى شيوه هاى تحليل إسناد با تكيه بر رواياتى با مضمون تحقيرآميز درباره زن
را كه مىگويند او درباره وثاقت أنس نقل كرده از كتب ستّه برشمرده است (ش ٨٧٢ تا ٨٩١). مىتوان از مواردى كه سليمان در آنها در مقامcl ظاهر شده[١]، كمابيش مطالبى به دست آورد كه نشان مىدهد صدر اسلام چه ميزان وامدار اوست. البته روايات سليمان) أنس) پيامبر به هيچ وجه تنها مطالبى نيستند كه به خاطر آنها وى قابل اعتماد محسوب شود. فهرستبردارى از همه روايات موجود در كتابهاى حديث كه مىتوان در آنها سليمان را مبدع به شمار آورد، كار سادهاى نيست زيرا مستلزم بازسازى همه شبكههاى اسنادى است كه او در آنهاcl است، و البته از حوصله تحقيق حاضر خارج است. فقط پس از آنكه همه متون روايات سليمان مورد بررسى و طبقهبندى قرار گرفت، روشن خواهد شد كه او واقعاً چگونه فردى بوده است. البته دقّت نظر در ترجمه او در تهذيب ابن حجر نيز، اطّلاعات باارزشى را برملا مىسازد. جان كلام آنچه در وصف او گفته شده آن است كه غالب روايات سليمان از سنخ ترهيب و ترغيب بوده است. همچنين در جايى ديگر اظهارنظرى منسوب به شعبه درباره سليمان آمده كه شاهدى بر ماجراست، گو اينكه دشوار مىتوان گفت اين قول تاريخى است يا نه. آن نقل چنين است كه هر گاه سليمان روايتى را با إسناد كامل تا پيامبر نقل مىكرد، چهرهاش نورانى مىشد.[٢] به هر حال، صحيح است كه بگوييم نه حضرت محمّد، بلكه سليمان، خطيب متقى بصرى، كه يك قرن يا بيشتر پس از پيامبر مىزيسته، روايت فتنه را كه در صدر مقاله بدان اشاره شد، منتشر كرده است. در واقع، سليمان توانسته با اين عبارت شبه تبعيضآميز درباره زنان كه شبكه إسناد آن در مزّى (ج ١، ش ١٠٠) بلافاصله پس از روايت فتنه فهرست شده است، «اعتبارى» كسب كند. اغلب كسانى كه وارد جهنم مىشوند، زناناند. به هر حال اين موضوعى است كه تعدادى ازcl ها پيش و پس از سليمان در موقعيتهاى گوناگون و متفاوت به آن پرداختهاند. برخى مثالها بعداً خواهد آمد.
[١]. به احتمال زياد ش ٨٧٢- ٨٧٤، ٨٧٨، ٨٨٢.
[٢]. ر. ك. ابنأبىحاتم، كتاب الجرح والتعديل، ج ٢، قسم ١، ص ١٢٤ به بعد.