حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ٣٢٤ - ١٠ برخى شيوه هاى تحليل إسناد با تكيه بر رواياتى با مضمون تحقيرآميز درباره زن
حتى اگر كسى بر آن باشد كه به طور كلى تاريخى بودن طرق منفرد را مردود بشمارد، اين توقّع وجود دارد كه با ظهور منابعى جديد بسيارى از آنها به «گرههاى»pcl قطعى تبديل شوند.
خوب، تا اينجا از اين تحليل چه نتيجهاى مىتوان گرفت؟ نخست بايد نگاهى دقيقتر بهcl اين شبكه بيندازيم.
هر كس به شبكه مورد تحقيق ما نگاه كند، خواهد پذيرفت كه جايگاه سليمان بن طرخان التيمى (متوفى ١٤٣/ ٧٦٠) در مقامcl تقريباً محرز است. همهpcl هايى كه از وى منشعب شدهاند، و احتمالًا با طرق منفردى هم كه تاريخى بودنشان دست كم ممكن است، تقويت مىشوند، روشن مىكنند كه تاريخى بودن جايگاه سليمانcl خدشهناپذير است. از اين امر نتيجهاى مهم به دست مىآيد: روايت فتنه از اوست.
اگر او آن را از كسى ديگر شنيده است، چرا إسناد او تا پيامبر اثرى از منبع او در برندارد؛ طرق منفرد ازcl تا پيامبر- چنانكه در بالا شرح داده شد- به زحمت مىتوانند ادعاى تاريخى بودن داشته باشند.
او مدعى است كه روايت را از أبو عثمان عبد الرحمان بن مُلّ النهدى شنيده است، ولى اين «نقل» به دلايلى چند كه در پى ارائه خواهد شد، جدّاً قابل ترديد است.
سليمان در بصره زندگى مىكرد و از جمله عُبّاد بود. شاخصه اصلى اين افراد پرهيزكارى افراطى است، كه به دليل مشاركت در نشر گسترده كلمات اخلاقى و غالباً تهذيبگونه، بر جلوه آن افزوده مىشود. آنان با اين كار درصدد بودند به همشهريان خود سلوك پسنديده اسلامى را تعليم دهند.[١]
گاهى اوقات اين اخبار در قالب احكام فقهى بيان مىشدند، امّا اغلب صرفاً اقوال دينى بودند كه آنان به منابع متقدم و غالباً به پيامبر نسبت مىدادند، چنانكه لازمه إسناد در آن زمان چنين اقتضا مىكرد. سليمان متعلق به طبقهاى از تابعين است، زيرا گفته شده اقوالى درباره وثاقت أنس بن مالك صحابى نقل كرده است. مزّى (ج ١، ص ٢٢٩- ٢٣٥)، همه رواياتى
[١]. براى اطّلاع بيشتر درباره عُبّاد و گروههاى مشابه از راويان حديث، نگاه كنيد به:MT ,pp .٧٨١ f --