حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ٣٢٣ - ١٠ برخى شيوه هاى تحليل إسناد با تكيه بر رواياتى با مضمون تحقيرآميز درباره زن
مكتوبات معاصر جوانتر خود، مسلم، خوانده يا كجا آن را شنيده يا ديده بوده است، يا اينكه بخارى به سادگى به گفته آدم كه اين روايت را از شعبه اخذ كرده، اعتماد كرده است. امّا يك چيز روشن است: طريق بخارى- سليمان التيمى براى هيچ كس اعتبارى در پى ندارد و احتمالًا برساخته آدم يا بخارى است. در منابع موجود فعلى، شعبه در هيچ يك از طرق روايت سليمان قرار ندارد تا مجبور باشيم چنين استنباط كنيم كه شعبه در اين شبكه در مقامpcl عمل نكرده است. به عبارت ديگر. اين كه سر و كلّه او در صحيح بخارى پيدا شده هيچ كمكى به موضوع نمىكند، زيرا او را آدم يا بخارى آنجا انداختهاند. تا اينجا از مقايسه اين دو مثال روشن مىشود كه چون شعبه بسيار مشهور بوده و «چون» وى به منطقه دور افتادهاى مثل يمن مهاجرت نكرده، هر طريق منفردى كه شعبه در آن باشد. نامعتبر است. نظير نكاتى كه درباره طرق معمر و شعبه گفته شد، درباره ديگر طرق منفرد هم مىتواند صدق كند:
٣. مروان بن معاوية (متوفى ١٩٣/ ٨٠٩)،cl كوفى؛
٤. اسماعيل بن عُلَيَّة (متوفى ١٩٣/ ٨٠٩)[١]،cl بصرى؛
٥. جَرير بن عبدالحميد[٢]،cl كوفى؛
٦. عبد اللّه بن المبارك (متوفى ١٨١/ ٧٩٧)، محدّث رحّال و گاهىcl ؛
٧. يزيد بن زُرَيع (متوفى ١٨٢/ ٧٩٨)،cl بصرى؛
از آنجا كه اين هفت نفر در شبكههاى [اسناد] متعدد و اغلب در مقامcl و بيش از آن در جايگاهpcl ، حضور دارند، ظاهر شدن آنان در طرق منفرد مشكوك به نظر مىرسد. امّا هميشه اين احتمال وجود دارد كه منبعى تازهياب (يا حتى منتشر شده) نقل آنان را از اين روايت خاص از سليمان به قدرpcl تقويت كند. بنا بر اين
[١]. او منتسب به نام مادرش عُلَيَّة است امّا ترجمهاش در تهذيب ذيل نام اجدادش، اسماعيل بن ابراهيم بن مقسم، آمده است؛ ر ك. ج ١، ش ٥١٣.
[٢]. احتمالًا اين راوى نقل سليمان را درست قبل از رهسپار شدنش به رى، جايى كه باقى عمرش را آنجا سپرى كرده و در آنجا با اسحاق بن راهويه حافظ ملاقات كرده، شنيده است؛ امّا اينها صرفاً گمانهزنى است براى اينكه ادلّهاى براى[ تاريخى بودن] هر يك از طرق منفرد اقامه كنيم.