حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ٣٠٥ - ١٠ برخى شيوه هاى تحليل إسناد با تكيه بر رواياتى با مضمون تحقيرآميز درباره زن
١٠: برخى شيوههاى تحليل إسناد با تكيه بر رواياتى با مضمون تحقيرآميز درباره زن
خوتير يُنبُل
در جوامع رسمى حديث اهل ست، كلىگويى[١] درباره زن بسيار است. در اين نوشتار مىكوشم برخى از كلىگويىهاى تحقير آميزتر را تا رسيدن به ابداع كننده خاص خود رديابى كنم.
بسيارى از مسلمانان چنين كارى را غيرضرورى مىدانند. در نظر ايشان روايتى كه در يكى از كتب سته (جوامع رسمى حديث) آمده باشد، نياز به تحليل تاريخى ندارد، خصوصاً اگر در بيش از يك جامع حديثى[٢] از جمله صحيح بخارى يا مسلم يافت شود. وجود روايت در اين كتابها، نزد ايشان دليل كافى براى تاريخى بودن[٣] إسناد آن به پيامبر است.
با اين حال ظاهراً از زمان انتشار نتايج پژوهشهاى گلدتسيهر[٤] و شاخت،[٥] و با مطالعات جديدترى كه تبيينى نو از آنها ارائه كردهاند، پرسش از تاريخگذارى،[٦] منشأ و/ يا مرجع اصلى اين كلىگويىها توجّه اكثر خوانندگان غربى را به خود جلب كرده است؛ هر چند درباره تعداد قابل ملاحظهاى از خوانندگان مسلمان چنين نيست. صفحات بعدى به ويژه براى آن دسته از خوانندگان غربى يا مسلمان مناسب است كه نزد ايشان وجود يك روايت منسوب به پيامبر در يكى از جوامع رسمى حديث به خودى خود مستلزم آن نيست كه اين انتساب، تاريخى هم باشد.
[١].generalization .
[٢].collection .
[٣].historicity .
[٤].Goldziher .
[٥].Schacht .
[٦].chronology .