حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ٢٧ - ٢ ١ خاستگاه و ارزش تاريخى
مطالعات حديثى گلدتسيهر اين نتيجه را به بار آورد كه حديثپژوهان غربى، دست كم در برخورد با روايات فقهى نقادتر و محتاطتر شوند. امّا اين برداشت افراطى كه حديث را به طور كلى صرفاً محصول تحولات متأخّر از عصر پيامبر قلمداد مىكرد، به ويژه در ميان محقّقان علاقمند به تاريخ مذهبى صدر اسلام طرفدارانى پيدا نكرد. برخى چون يوهان فوك حتى به صراحت شكاكيت گلدتسيهرى را مردود شناختند. ترجمه يكى از مقالات فوك كه حاوى ترديدهاى وى در اين باره است در اين كتاب (فصل ١)[١] گنجانده شده است. اين مقاله در عين حال تقرير مناسبى از رهيافت كمتر شكاكانه در برخورد با منابع اسلامى را به دست مىدهد.
تا ٦٠ سال پس از انتشار نوشتههاى تأثيرگذار گلدتسيهر، شكاكيت افراطى وى در حديثپژوهى مؤيّد تازهاى نيافت. در نيمه قرن بيستم، يوزف شاخت در آثار خود از اين نظريه جانبدارى كرد كه هيچ يك از مجموعه روايتهاى رسيده از پيامبر و صحابه اصيل نيستند. وى در نخستين مقاله خود در اين باب (همين كتاب، فصل ٢) مينويسد. «ما بايد ... اين تصورات بىدليل را كنار بگذاريم كه اساساً هستهاى اصيل و موثّق از اخبار وجود داشته كه به زمان پيامبر مىرسد».[٢] او در پژوهشهاى چالشبرانگيز خود، با عنوانِ خاستگاه فقه اسلامى كه در شُرُف تأثيرگذارى عميق بر تمام آثار پس از خود بود، ادله خويش را مشروحتر بيان كرد. «اولين مجموعه معتنابه از روايات فقهى منسوب به پيامبر، از اواسط قرن دوم هجرى به اين سو و در مقابله با رواياتى ساخته شدند كه اندكى پيشتر از صحابه و ديگر مراجع رسمى نقل و روايت مىشد»؛ «حجم فراوانى از روايات موجود در نخستين جوامع حديثى و غير آنها تنها پس از عصر شافعى (يعنى در قرن سوم
[١]
. Johann Fueck," Die Rolle des Traditio nalismus im Islam", Zeitschrift der Deutschen Morgenla ndischen Gesell schaft ٣٩) ٩٣٩١(, ٩١- ٠٢,
امّا بدون نام بردن از گلدتسيهر
; English transl ation:" The Role of Traditionalism in Islam", trans. Merlin L. Swartz in his Studies on Islam) New York, ١٨٩١(, ١١١- ٢١١.
[٢]
. Joseph Schacht," A Reval uation of Islamic Traditions", Journal of the Royal Asiatic Society, ٩٤٩١, ٦٤١- ٧٤.
اين مقاله اكنون به فارسى ترجمه شده است. جوزف شاخت،« ارزيابى مجدد احاديث اسلامى»، ترجمه محمدحسن محمدى مظفر، علوم حديث، سال نهم، ش ٤، شماره پياپى ٣٤، ص ١١٨- ١٢٨.( مترجم)