حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ٢٥١ - سوم
برده و آقا بزرگ طهرانى[١] هم (به گمان من به درستى) خود آن را توضيح داده است. اين تعبير اشاره به كتابى است كه «همانند اصول به شكل موضوعى مرتب نشده است».[٢] مؤيد برداشت من اين است كه به گفته ابن نديم، بُندار آثار ديگرى هم در باب موضوعاتى خاص (كتاب الطهارة، كتاب الصلاة و ...) تأليف كرده است.[٣] مورد ديگر، ابراهيم بن مسلم بن هلال ضرير كوفى است كه آقا بزرگ نام او را در شمار مؤلّفان اصول آورده است،[٤] تنها به اين دليل كه نجاشى در رجال[٥] خود گفته. «مشايخ ما او را در ميان" اصحاب اصول" ذكر كردهاند». امّا جاى ترديد است كه بتوان از اين عبارت چنين برداشت كرد كه ابراهيم، خود اصلى تأليف كرده است؛ چرا كه «صاحب» واژهاى مبهم است. صاحب هم به معناى مصنِّف و هم به معناى دارنده (يا راوى) به كار مىرود.[٦] از سوى ديگر، با وجود نقل مستقيم حُميد بن زياد از ابراهيم بن مسلمْ،[٧] دشورا مىتوان پذيرفت كه ابراهيم خود اصلى داشته است.
چند نكته ديگر را در باب فهرستمان بايد خاطرنشان كنم. نخست، اسامى افرادى است كه اثبات مىكند ديدگاه شيخ طوسى در باب حضور صاحبان مذاهب فاسده در ميان مؤلّفان اصول تا چه اندازه صحّت دارد. در اين فهرست نام شش واقفى (ش ١٦، ٤٩، ٦٤، ١٠٣، ١٠٧ و ١٠٩)، سه فَطَحى (ش ١٧، ٥٧ و ٧٠)، دو زيدى
[١]. الذريعة، ج ٢، ص ١٣٤.
[٢]. ترجمه آقاى ب، داج(B .Dodge ) از اين عبارت در چاپ انگليسى الفهرست ابننديم، نيويورك و لندن، ١٩٧٠، ص ٥٤٣(
The Fihrist of al- NadDm, New York and London, ٠٧٩١, p. ٣٤٥
) ظاهراً اشتباه است.
[٣]. ابننديم، الفهرست، همانجا.
[٤]. الذريعة، ج ٢، ص ١٣٧، ش ٥١١.
[٥]. نجاشى، رجال، ص ١٨.
[٦]. قس طوسى، رجال، ص ٤٤٦.« صاحب كتاب الامامة من تصانيف على بن محمّد الجعفرى». طوسى، رجال، ص ٤٨٣.« صاحب كتب الفضل بن شاذان».
[٧]. نجاشى، رجال؛ الذريعة، همانجاها.