حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ٢١٠ - چهارم
تحت اللفظى. برداشتن) از نصّى است احتمالًا اصيل و قطعاً كهن (روايت ب- ١؛ نك. ادامه مقاله) كه منسوب به ابو سعيد خُدرى، و به نقل از خود پيامبر است. محدّثان سده ميانه، به ويژه بخارى نيز چنين انگاشتهاند.[١] در واقع محتواى اين دو حديث حقيقتا مشابه است. واقعيت ديگرى كه اين جابجايى و انتساب به پيامبر را تسهيل مىكند، اين است كه همين ابو سعيد در روايت ب- ١ به پيامبر اشاره و ارجاع مىدهد. «بنا بر اين شما [نيز] بايد [آنچه را مىشنويد] از ما به حافظه بسپريد، همچنانكه ما [آنچه را شنيديم] از پيامبرتان از بر كرديم». ارجاع مىتواند به سادگى مبدّل به انتساب به پيامبر شود. عمل «بازتاب» به احتمال بسيار حاصل تلاش زيد بن أسلم مىتواند باشد (به احتمال خيلى ضعيف، جايگزين او مىتواند عطاء بن يسار باشد كه زيد- واقعاً يا بنابر ادعا- از او حديث مىشنيده است). به هر روى، راويان زيد بن أسلم، همّام بن يحيى، ابن عُيَينَة و عبد الرحمن بن زيد مىبايست «بازتابِ» حديث را به شكل تغيير يافتهاش و منسوب به پيامبر از زيد بن أسلم شنيده باشند. با همه اينها، همگى آنها با اين انتساب موافقند. همّام بن يحيى «حلقه مشترك فرعى»، مسئول انتخاب كلمات روايت الف- ١ است، سفيان بن عُيَينَة براى الف- ٢ و عبد الرحمن بن زيد بن أسلم براى مورد الف- ٣.
مشكلدارترين نقل اين حديث مورد الف- ٣ است كه راوى «غير موثّق» قديمى آن أبوهريره است. همان گونه كه در بالا آمد، ذهبى قبلًا اين روايت را «منكر» دانسته بود. جالب اين كه احمد بن حنبل كه اين حديث را در مسند خود نقل كرده،[٢] آن را در باب (مسند) ابو سعيد خُدرى ذكر كرده است، حال آن كه راوى اصلى [٢٤٦] كه نامش در إسناد آمده، أبو هريره[٣] است. خطيب بغدادى إسناد را (از حلقه مشترك)
[١]. نك. ابنحجر، فتح البارى، ج ١، ص ٣١٥؛ خطيب بغدادى، تقييد العلم، ص ٣٢.
[٢]. احمد بن حنبل، مسند( قاهره، ١٣١٣ ق)، ج ٣، ص ١٢- ١٣.
[٣]. دو اثر كهنى كه درباره اين موضوع داريم و متأسفانه در دسترس من نيستند، ظاهراً راوى« موثق» اصلى يعنى ابوسعيد خُدرى را ذكر كردهاند. نك.[ پانويس] العشّ در خطيب بغدادى، تقييد العلم، ص ٣٤، شماره ٢١.