حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ٢٠٨ - چهارم
شاخهبندى مىشود «حلقههاى مشترك فرعى» (pcls) ناميده است. آنها مسئول هر گونه نشر بعدىاند و احتمالًا مسئول طرز بيان جديد حديث مىباشند.
به هيچ وجه نبايد روش شاخت/ يُنبُل را با روش ديگر تجزيه و تحليل إسناد، متعلق به فؤاد سزگين[١] اشتباه بگيريم. سزگين روش خود را تقريباً مشابه با شيوه هورست در مقالهاى با نام «درباره نقل و روايت در تفسير قرآن طبرى»[٢] و زولوندِك[٣] به كار گرفته است. بايد به خاطر داشت كه در روش ايشان [: هورست و سزگين]، كار را با يك حديث واحد يا نقل واحد تاريخى آغاز نمىكنند، بلكه با يكى از احاديث مذكور در مجموعهاى (مانند صحيح بخارى، تاريخ طبرى و جز آن) شروع مىكنند و منابع و مآخذ بلاواسطهاى آن را با تجزيه و تحليل كشف مىكنند.
براى رسيدن به اين هدف، تمام إسنادهاى موجود در يك مجموعه (بر روى كارت نمايه) جمعآورى و تدوين مىشوند و كارتها را بنابر جوانترين راويان (يعنى راويان مستقيم/ اساتيد/ مشايخ گردآورندگان) مرتب مىكنند. بدين سان، جستجو براى مكان شاخه شاخه شدنها از آخرين راوى آغاز مىشود. [آغاز [شاخهبندىها هميشه نشاندهنده منبع مستقيم است (بنا بر سزگين: هميشه نشان دهنده «منبع مستقيم مكتوب» است؛ در اين جا، بهتر مينمايد از اصطلاح «گردآورنده منبع» كه زولوندِك به جاى «منبع مستقيم» به كار برده است، استفاده كنيم)، در حالى كه مراجعى كه إسنادها در آنها شاخهبندى نشدهاند «راويان ساده» اين منابعاند.
درباره نمودار اوّل و دوم
هيچ يك از چهار حديث نبوى كه با سنّت مكتوب مخالفاند- يعنى روايات الف- ١، ٢، ٣، ٤ كه همگى در دسترساند- در جوامع زير ذكر نشدهاند. اين آثار، همگى
[١]. سزگين،GAS ، ج ١، ص ٨٢ به بعد.
[٢]
. Heribert Horst," Zur Uberlieferrung in at- TabarD's Korankommentar", ZDMG ٣٠١) ٣٥٩١(, ٠٩٢- ٧٠٣.
[٣]
. Leon Zolondek," An Approach to the Problem of the Sources of the KitAb al- AghAnD", JNES ٩١) ٠٦٩١( ٧١٢- ٤٣.