حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ١٨٢ - دوم
٤. دليل منع نگارش عبارت است از «عدم وثاقت و اعتبار كلمات مكتوب كه گويى خيانتآميز و فريبكارند».[١]
درباره دو مورد نخست، مىبينيم كه مباحثى عينا يا تقريباً مشابه در ميان عالمان مسلمانى كه با كتابت احاديث مخالفت داشتهاند، ابراز مىشده است. فى المثل نكته شماره ١ در اينجا را بايد با شماره ٤، در بالا، ص [٢٢٣] و نيز شماره ٤، در ادامه، ص [٢٢٧] مقايسه كرد؛ و نكته شماره ٢ در اينجا را با نكات ١ و ٢ در صفحات [٢٢٢- ٢٢٣]. نكته ٤ استدلال اصلى عالمان مسلمان در حمايت از «سنّت شفاهى» (الرواية المسموعة) و مخالفت با سنّت «نسخهبردارى مكتوب صرف» (كه عموماً كتابت ناميده مىشد) بوده است.[٢] براى نكته ٣ نظيرى يافت نمىشود.
با تمام اين احوال، نظريهاى كه به طور غالب محقّقان يهودى مطرح مىكردند، به قرار زير است:
٥. آموزههاى شفاهى در نيت اصلى عالمان و معلّمان فقه يكپارچه، پايان يافته يا نهايى تلقى نمىشده است. از اين رو، با ممانعت از نگارش آن، نوعى انعطافپذيرى حفظ مىشد، [به عبارتى ديگر] امكان تصحيح قوانين و ايجاد سازگارى (و انطباق) وجود داشت. در صورت لزوم مىتوانستند احكام را تغيير دهند و حتى برخى قوانين را نسخ كنند.[٣]
بىهيچ ترديدى، اغلب در پس مخالفان مسلمان با كتابت احاديث، ديدگاهى شبيه به اين وجود است. گو اينكه توقع داريم اين نكته بسيار به ندرت ابراز شده باشد. با اين همه، نمونههايى اندك هست كه به روشنى بر اين وجه دلالت دارد.
[١]. همان، ص ٢٦٨.
[٢]. نك. ادامه همين مقاله، ص[ ٢٣٧]؛ و مقايسه كنيد با اين مقاله من در زير:
" Die Frage der schriftlichen oder mUndlichen Uberlieferung", pp. ٧٢٢- ٨٢.
[٣]
. Julius Kaplan, The Redaction of the Babylonian Talmud ٥٦٢; BrUll," Entstehung", ٣ ff; Kaatz, Die mUndliche Lehre und ihr Dogma, ٢; Strack, Einleitung, ٤١; Renee Bloch," Ecriture et tradition dans le judaisme: apercu du Midrash
",Cahier Sioniens ٨ (٤٥٩١ ),٩ -٤٣ ,esp .٣١ .