حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ١٨١ - دوم
گردآورى احاديث صرفاً به منظور تأييد و جانبدارى عالمان از آراى خود نبوده است، بلكه بيشتر از آن، حميّت (و اشتياق) جدى گردآورندگان سببساز امر جمع و كتابت بوده است. به همين دليل، گاه مىبينيم ايشان رواياتى را انتشار دادهاند كه با باورهاى آنها و يا با ديگر احاديث نيز متعارض بوده است.
در ادامه مقاله، مجدداً به بحث از اين پرسش از نو خواهيم پرداخت. تلاش ما براى حلّ مسأله نه براى جايگزينى [پاسخمان] به جاى راهحلهاى قديمى، بلكه به نيت افزودن آن به موارد قبلى است. بحث اصلى مورد نظر ما در اين مقاله از سويى ملهم از «وجه مغرضانه» مطرح شده توسط گلدتسيهر است، كه گاه در ارتباط با ردّ نگارش حديث مىتوان آن را يافت، و از سويى ديگر ملهم از پاسخى است كه محقّقان يهودى به پرسشى مشابه اين در حيطه (كارى) خود ارائه دادهاند.
[٢٢٥] در متون محقّقانه يهودى، اساساً پنج پاسخ را در تبيين و توضيح اين مسأله مىتوان يافت.[١] با اين همه، اين راهحلها در اغلب موارد حدسى و فرضىاند؛ ظاهراً محال مينمايد كه براى اين موارد به شواهدى عينى (و ملموس)، شواهد متنى يا جز آن استناد كرد.[٢] نظريههايى كه كمتر مطرح شدهاند به قرار زير است:
١. منع نگارش با اين هدف بوده كه «بررسى احكام فقهى به جمعى از علماى فاضل و خبره» محدود شود.
٢. منع نگارش «دليلى اسرارآميز داشته است؛ گويى احساس غالب اين بوده كه فقط «يك» تورات مكتوب بايد وجود داشته باشد».
٣. اين اقدامى احتياطى بوده تا با الحاق هر گونه مطالب اضافى بدعتآميز با [حتى] افزودن كل يك رساله كه اصالتشان در مدارس علمى مورد مناقشه بوده است مقابله كنند.
[١]. اين راهحلها را جوليوس كاپلَن در اثر زير گرد آورده است:
Julius Kaplan, The Redaction of the Babylonian Talmud) New York, ٣٣٩١(, ٥٦٢, ٨٦٢.
[٢]. بنا به گفته جوليوس كاپلَن در همان اثر فوقالذكر.