حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ١٨٠ - دوم
گلدتسيهر تلاشهاى متعددى براى فهم اين موضوع انجام داد. وى در مقاله متأخّرش با عنوان «نزاع در باب جايگاه حديث در اسلام»[١]، از نزديك به وارسى منابع پرداخت. از نظر او، يكى از انگيزههاى تغيير موضع در باب كتابت حديث، بيم و هراسى بوده است كه عالمان متّقى از وقوع تغيير احتمالى و ناخواسته (سهوى) در الفاظ و عبارات اصلى حديث داشتهاند.[٢] انگيزه ديگر از نظر وى، ردّ آن دسته رواياتى بوده است كه در باب فضائل قرآن رواج يافته بود بسيارى گروهها بر ردّ آن تأكيد مىورزيدند.[٣] سومين انگيزه بنا به گفته او «وجه غرضورزانه» (و به عبارتى ديگر، سركوب و مخفى كردن مضطرب) است.[٤] با آنكه تمام اين مباحث، همچنان كه گلدتسيهر هم نيك دريافته بود،[٥] براى [تأييد] نقل «شفاهى» احاديث مشابه نيز به كار مىرود، به نظر وى اين ادلّه بيشتر با شكل تثبيتشده روايات در قالب مكتوبشان تناسب دارند.
گلدتسيهر در كتاب مطالعات اسلامى خود كوشيده است تا با فاصله گرفتن بيشتر از منابع و مآخذ، اين پديده را توصيف و تبيين كند. او در اين اثر، بر اين نظر است كه احكام فقهى مكتوب كمتر توانستهاند تلاشهاى نخستين مكاتب اهل رأى در جريان مستقل شكلگيرى احكام را گرفتار تعويق و تأخير كنند».[٦] در واقع فقيهان و قضات به طور خاص در جبهه مخالفانِ (آراء) و احاديث مكتوب ظاهر شدهاند؛[٧] با اين حساب، ديدگه گلدتسيهر، چنان چه تعميم كلى داده نشود، بىاساس به نظر نمىرسد. از سوى ديگر، نبايد از ياد برد كه به ويژه از ميانه سده هشتم ميلادى به بعد (نيمه قرن دوم هجرى) در ميان اهل رأى، نه تنها مخالفان حديث مكتوب بلكه موافقان آن نيز فراوانند.[٨] قرين صحت آن است كه فرض كنيم در دورههاى بعدتر،
[١]
. Ignaz Goldziher," Kampfe um die Stellung des HadD
*im Islam ,"ZDMG ١٦ (٧٠٩١ )٠٦٨ -٢٧٨ .
[٢].Ibid .,٢٦٨ .
[٣].Ibid .,٣٦٨ ff .
[٤].Ibid .,١٦٨ .
[٥].Ibid .,٢٦٨ ,٥٦٨ .
[٦].Muhammeda nische Studien ,II ,٤٩١ ff .
[٧]. نگاه كنيد به ادامه همين مقاله، در شماره صفحات اصل:[ ٢٣٢]،[ ٢٣١]،[ ٢٢٦].
[٨]. يوسف العِش در مقدمهاش بر خطيب بغدادى، تقييد العلم، ص ٢١- ٢٢.