حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ١٧٣ - يكم
مدّتهاى مديد در بصره كسى از عالمان نمىپذيرفت كه از يادداشتهاى شخصى (هيپومنِماتا) خود در ملأ عام استفاده كنند و به اين طريق بر وثاقت برخى از احاديث خود بيفزايند. مَعمَر بن راشد بصرى (م ١٥٣ ق)- يكى ديگر از گردآورندگان اوّليّه مصنَّفها- كه در صنعاء زيسته است، در دوره سكونتش در يمن عادت كرده بود «از كتابهايشان خوب مراقبت كند و احاديث را از روى آنها بخواند»، زيرا در آن ديار از حفظ خواندن مطالب اهمّيّتى نداشت، امّا همو در بازديدهايى كه از وطنش بصره داشته، ناگزير احاديث را از حفظ مىگفته است.[١]
نقل است كه نقاد مشهور حديث، يحيى بن سعيد قطّان بصرى (م ١٩٨ ق) نيز حديث را از حفظ مىخوانده،[٢] امّا هنگام نقل احاديث بلند، آنها را از روى مكتوبات (- كتب) شاگردانش قرائت مىكرده است.[٣]
در كوفه، دومين مركز علمى عراق، نقل حديث از حفظ (همانند مدينه) مورد پسند بود. نخستين گردآورنده مصنَّف در كوفه، يحيى بن زكريا بن أبى زائدة (م ١٨٢ ق) از حفظ نقل روايت مىكرد[٤] و وكيع بن جرّاح (م ١٩٧ ق) [٢٢٠] هم كه مصنَّف او را الگوى كار خود قرار داده بود، چنين مىكرد.[٥]
يكى از مصنِّفان متقدم كه مجموعههايش به دست ما رسيده، ابن أبى شيبة (م ٢٣٥ ق) از اهالى كوفه است. وى برخى ابواب اثر عظيم خود را با اين جمله آغاز كرده است. «اين مطلبى است كه من با حافظهام از پيامبر دانستهام»[٦]. اين شيوه عجيب بيان نشان مىدهد هنوز برخى از گردآورندگان لازم مىديدهاند حتى در
[١]. ابنحجر، تهذيب التهذيب، ج ٦، ص ٢٧٩، ذيل عنوانِ عبدالرزاق بن همّام.
[٢]. همان، ج ١١، ص ١٩٢.
[٣]. خطيب بغدادى، تاريخ بغداد و مدينة السلام( قاهره، ١٩٣١)، ج ١٤، ص ١٤٠.
[٤]. ابنحجر، تهذيب التهذيب، ج ٦، ص ١٨٣- ١٨٤.
[٥]. همان، ج ١١، ص ١١٢؛ نيز نگاه كنيد به مقاله من با عنوان« مسئله روايت شفاهى يا مكتوب علوم در صدر اسلام» با اين مشخصات در زير:
" Die Frage der schriftlichen oder mUndlichen Uberlieferung der Wissenschaften im frUhen Islam", Der Islam ٢٦) ٥٨٩١(, ١٠٢- ٠٣, esp. ٧٠٢.
[٦]. ابنأبى شيبة، ج ١٠، ص ١٥٤.