حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ١٦٦ - يكم
را به وضعيتى تشبيه مىكند كه در ادبيات يونانى مآبى رايج بوده است. در آنجا ميانekdosis ياsyngramma ( سينگراما- نسخه منقّح و چاپشده، يا «كتاب» به معناى دقيق كلمه) وhypomnEmata ( هيپومِنماتا- يادداشتهايى صرفاً براى استفاده شخصى) تفاوت مىگذارند.[١] تنها كتاب مقدس سينگراما (يعنى كتاب) بود؛ اين بدان معنا بود كه بايد آن را از روى صفحات موجود در كنيسه قرائت كرد، و نبايد آن را از بَر خواند. تعاليم شفاهى، تا آنجا كه به صورت مكتوب وجود داشته، مدتهاى مديد به صورت هيپومِنماتا (يادداشتهاى شخصى) در دسترس بوده است. البته كسى نمىتوانست در كنيسهها يا در مباحثات عمومى، از اين نوشتهها استفاده كند. قطعى است كه طى تمام دوره آموريان (حدود ٢٠٠ تا ٥٠٠ ميلادى) آموزههاى شفاهى بدون هيچ يادداشت مكتوبى هم آموزش داده مىشد و هم روايت و نقل مىشده است.[٢]
با توجه به واقعياتى كه ذكر شد، به نظر مىرسد اين مقايسه كه «حديث با قرآن همان نحوه ارتباطى را دارد كه تعاليم شفاهى يهود با تعاليم مكتوبشان»، يعنى همان نكتهاى كه گلدتسيهر مردود مىشناخت، موضوعى شايسته توجه و بحث بيشتر است.[٣]
بارى به بحث از روش نقل و روايت «تعاليم شفاهى» يهوديان و مسلمانان باز مىگرديم. در ادامه بحث روشن خواهد شد كه با وارسى بيشتر نه تنها مىتوان
[١].Lieberman ,Hellenism ,٧٨ -٧٨ .
[٢].Strack ,Einleitung ,٤١ .
[٣]. بايد متذكر شد قياسى مشابه اين در مسيحيت متقدم به كار مىرفته است. براى مدت زمانى، همراه با" عهد قديم"(Writ ) هيچ نسخه منقّحى از انجيل يا" عهد جديد" وجود نداشت، بلكه فقط اقوال شفاهى كلمات" خداوند عيسى مسيح" بود و بس، كه بلافاصله بر" عهد قديم"(Writ ) پيشى گرفت. نگاه كنيد به:
Die Religion in Geschichte und Gegenwart, ٣ rd ed., ed. Kurt Galling, I) TUbingen, ٧٥٩١(, ٣١١- ٤١, article" Bible", IIB: Sammlung und Kanonisierung des NT. Gerhardsson, Memory and Manuscript.
گرهاردسن در اين كتاب[ حافظه و متن]، به ويژه صفحات ٢٠٢ و ٢٣٥ نشان داده كه محتمل است مردم" هيپومنِماتا" را همچون وسيلهاى يارى رسان حافظه به هنگام نقل سخنان عيسى به كار مىبردهاند.