حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ١٦١ - چهارم
آشكارا حديث را در مرتبهاى بسيار پايين قرار مىدادند.[١] طرفداران حديث براى رسيدن به اين هدف حداكثر كوشش خود را به كار بردند. آنها حتى منشأ الهى حديث را به رسميت شناختند و در صدد اثبات درستى اين باور با استناد به كلام خدا برآمدند. قتاده خود يكى از مخالفان سرسخت رأى بود و آنچنان كه مشهور است، چهل سال از آن دورى گزيد.[٢] در اينجا من از اثر معروف ابو عمر يوسف بن عبد البر النمرى (م ٤٦٣ ق) از اهالى قرطبه استفاده كردهام كه در آن يك فصل را به ارائه شواهدى از كتاب مقدس اختصاص داده است. او نه تنها از ظاهريه بود، بلكه در مباحث پيرو حنابله بود.[٣] دستكم حنابله او را بنيانگذار تعاليمشان در مسئله جنجالى «جهات» (يعنى امكان قرار گرفتن موجودات روحانى در جهات فضايى) معرفى مىكنند. به همين سبب ابن عبد البر از سوى هموطنان مغربىاش كه پيرو عقايد ديگر بودند، به شدت مورد حمله قرار گرفت.[٤]
سالها بعد ابو عبد اللّه ابن قيم الجوزية حنبلى از «دو گونه وحى» با تكيه بر ماهيت همسان كتاب و حكمت سخن گفت. او شاگرد و پيرو تقى الدين ابن تيميه[٥] بود كه موضع خويش در اين موضوع را مانند ساير موارد روشن ساخته است. ابن قيم براى
[١]. نك. مقدمه من بر ابنتومرت در زير:
Ibn Tumart, Le livre de Mohammed ibn Toumert) Algiers, ٣٠٩١(, ٥٢- ٦٢.
[٢].« ما قلت بالراى منذ اربعين سنه»( نووى، تهذيب، ص ٥١٠، سطر ١١).
[٣]. نك. كتاب من در باب ظاهريه در زير:
eiD, rehizdloG ع
Ahiriten. Ihr Lehrsystem und ihre Geschichte) Leipzig, ٤٨٨١(, ١٧١.
[٤]. السبكى، طبقات الشافعية، ج ٥ ص ٢٠٥:) اما ما حكاه عن ابى عمر بن عبدالبر فقد علم الخاص و العام مذهب الرجل و مخالفة الناس له و نكير المالكية عليه اولا و اخرا مشهور و مخالفته لامام المغرب ابى الوليد الباجى معروفة حتى عن فقلاء المغرب يقولون لم يكن احد بالمغرب يرى هذه المقالة غيره و غير ابن ابى زيد(.
[٥]. وى در باب همين موضوع، رساله اى با عنوان معارج الوصول الى معرفة ان اصول الدين و فروعه قد بيّنها الرسول] چاپ قاهره، مكتبة المويد، ١٣١٨ ق: و مجددا مكتبة الشرقيّة، ١٣٢٣ ق( ويراستار)[ تاليف كرده است. اين رساله همچنين در مجموعه اى دو جلدى با نام مجموعة الرسائل الكبرى( قاهره، ١٣٢٤ ق) ج ١، ص ١٨٠- ٢١٨ گنجانده شده است.